تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٨ - شرحها
شرحها
این آیات بخش سوم از آیات توحید است که در ضمن به قیامت نیز اشاره شده و
آنان که ایمان نمیآورند محکوم شدهاند، در اینجا مطلب از خود انسان شروع
میشود که از ضعف به قوه و از قوه به ضعف و پیری میرسد اگر تدبیر در دست
خود انسان بود چنین نمیکرد، و حاضر نبود از قوه به ضعف برسد، سپس مطالبی
در تعقیب آن ذکر شده است.
٥٤- اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ
ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ
ضَعْفاً وَ شَیْبَةً یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ
[١].
مراد از ضعف اول طفولیت و از قوه، جوان و نیرومندی است، منظور از
«ضعفا» پیری است، «شیبة» بیان آن میباشد «من» در «من ضعف» نشویه است و
معنی ابتداء و شروع میدهد.
یَخْلُقُ ما یَشاءُ یعنی خدا هر آنچه بخواهد میآفریند، از جمله آنها خلقت قدرت بعد از ضعف و ضعف بعد از قدرت است:
دلالت
این آیه به توحید ظاهرا از آن جهت است که اگر اختیار در دست انسان بود
چنین نمیکرد و حاضر نبود که بعد از نیرومندی به ضعف و مرگ برسد، این نشان
میدهد که تدبیر در دست خداست نه انسان ...
این آیه نظیر وَ اللَّهُ
خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفَّاکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلی أَرْذَلِ
الْعُمُرِ لِکَیْ لا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ
قَدِیرٌ نحل/ ٧٠، است که نشان میدهد تدبیر در دست خداست نه در دست
بندگان.
[١] عاصم و حمزه از قارئان مشهور، ضعف را با ضم اول و دیگران با فتح آن خواندهاند.