تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٢٦ - شرحها
شرحها
در این آیات ماجرای پر از عبرت قوم سبأ مطرح است که در اثر طغیان و کفران نعمت گرفتار و تار و مار شدند.
ناگفته
نماند: جریان داود و سلیمان و سرگذشت قوم سبأ نمونههایی از شکران نعمت از
کفران نعمت هستند، تناسب این آیات با مسأله معاد که در اول سوره ذکر شد،
کاملا روشن است و نمونه کوچکی از معاد میباشد و اللَّه العالم.
خلاصه
آیات چنین است: قوم سبأ در محلی پر نعمت زندگی میکردند شرق و غرب مسکن
آنها از انبوه باغهای میوه پوشیده بود، از محیط آنها که در یمن بود تا شام،
روستاهای آباد قرار داشتند که یکی از دیگری دیده میشد و آبادی قطع
نمیگردید.
آنها به جای عمل به دستور پیامبران، نافرمانی آغاز کردند،
طغیان پیشه نمودند تا بالاخره «سد مأرب» به شکست و سیلاب مهیب زندگیشان را
بر باد داد این جریان در میان ملل آن روز چنان شهرت یافت که جریانهای دیگر
از یادها فراموش شد، آنها در اثر کفران به آن روز سیاه افتادند.
١٥-
لَقَدْ کانَ لِسَبَإٍ فِی مَسْکَنِهِمْ آیَةٌ جَنَّتانِ عَنْ یَمِینٍ وَ
شِمالٍ کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ
وَ رَبٌّ غَفُورٌ گویند: سبأ نام یکی از پدران آن قوم که سبأ بن یشحب بن
یعرب بن قحطان معروف بود [١]. منظور از «آیة» آنست که میتوانستند آن را
آیه و علامت نعمت و تفضل خدا بدانند و شکر گزار باشند.
[١] در مجمع البیان از رسول خدا (ص) نقل شده: سبأ مردی از عرب بود.