تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٢ - شرحها
شرحها
در بخش چهارم از ماجرای موسی علیه السّلام در این آیات میخوانیم که:
چون موسی خدمت خود را به پایان رسانید با خانواده خویش، بطرف مصر راه افتاد
چون به وادی سینا رسید از دور آتشی دید، به خانوادهاش فرمود: من آتشی از
دور دیدم، منتظر باشید تا آتشی برای شما بیاورم که گرم بشوید.
موسی چون
به آنجا آمد از درخت صدایی برخاست: ای موسی منم پروردگار جهانیان، موسی
عصایت را بیانداز، عصا را انداخت در دم مار بزرگی شد که بشدت حرکت میکرد،
موسی از وحشت پا به فرار گذاشت. خطاب رسید:
موسی برگرد و نترس تو ایمنی، دستت را در گریبان خود فرو بر، خواهی دید که سفید و نورانی است بی آنکه معیوب باشد.
با
این دو معجزه پیش فرعون و درباریانش برو که آنها فاسقند، موسی گفت:
پروردگارا من یک نفر از آنها را کشتهام میترسم مرا بکشند برادرم هارون از
من فصیحتر است او را با من بفرست تا مرا تصدیق کند میترسم تکذیبم نمایند.
خطاب رسید بازوی تو را با برادرت قوی میکنیم و شما و پیروان شما را
پیروزی میدهیم.
٢٩- فَلَمَّا قَضی مُوسَی الْأَجَلَ وَ سارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً.
این
جریانها مکرر در سورههای اعراف، طه، نمل و غیره گذشت در مجمع از حضرت
صادق علیه السّلام نقل شده که موسی علیه السّلام خدمت ده سال را تمام کرد،
طور ظاهرا مطلق کوه است نه نام کوه بخصوصی، ظاهرا نام اصلی آن کوه «حوریب»
باشد که در دعای سمات و تورات آمده است. ابو بصیر از حضرت باقر صلوات