حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٨٣ - (سيزدهم) أ جعلتم سقاية الحاج و عمارة المسجد الحرام كمن آمن بالله و اليوم الآخر و جاهد في سبيل الله لا يستوون عند الله و الله لا يهدي القوم الظالمين الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله بأموالهم و أنفسهم أعظم درجة عند الله و أولئك هم الفائزون
روز قيامت و جهاد كرده است در راه خدا مساوى نيستند ايشان در فضل و خدا هدايت نميكند براه بهشت گروه ستمكاران را آنها كه ايمان آوردهاند و هجرت كردهاند بدار اسلام و جهاد كردهاند در راه خدا بمالهاى خود و جانهاى خود بزرگتر است درجه ايشان نزد خدا و ايشانند رستگاران و رسيدهاند بمقصود خود- بدان كه اتفاق كردهاند مفسران و محدثان خاصه و عامه كه اين آيات در شأن حضرت امير عليه السّلام نازل شده حتى صاحب كشاف و فخر راضى و بيضاوى با نهايت تعصب انكار نكردهاند و ثعلبى روايت كرده است از حسن بصرى و شعبى و محمد بن كعب قرطى كه اين آيات نازل شد در باب على عليه السّلام و عباس و طلحة بن شيبه در هنگامى كه ايشان مفاخرت ميكردند طلحه گفت من صاحب خانه كعبه ام و كليدش در دست من است و اگر خواهم شب در ميان كعبه ميتوانم خوابيد و عباس گفت زمزم و آب دادن حاجيان با منست اگر خواهم در مسجد ميخوابم حضرت امير عليه السّلام گفت نمىدانم شما چه ميگوئيد من شش ماه پيش از همه كس رو بقبله نماز ميكردم و در راه خدا جهاد ميكردم پس اين آيه نازل شد و در جامع الاصول همين روايت را از سنن نسائى روايت كرده است از محمد بن كعب قرطى و سيوطى در در منثور بسندهاى بسيار روايت كرده است از محمد بن جرير و ابن مردويه و جماعت بسيار ديگر از شعبى و ابن عباس كه ميان على عليه السّلام و عباس منازعه شد عباس گفت من عم پيغمبرم و تو پسر عم اوئى سقاية الحاج و عمارة المسجد الحرام با من است پس حقتعالى اين آيه را فرستاد و ايضا روايت كرده است از حافظ ابو نعيم در كتاب فضائل الصحابة و ابن عباس و ابن عساكر از انس بن مالك كه عباس و شيبه با يك ديگر مفاخرت ميكردند عباس گفت من اشرفم از تو و من عم حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ساقى حاجيانم شيبه گفت من از تو اشرفم و امين خدايم بر خانه او و خزينه دار اويم چنانچه مرا امين كرده ترا امين نكرده است پس حضرت امير عليه السّلام حاضر شد و ايشان اين سخنان را مذكور ساختند حضرت فرمود كه من اشرفم از شما هر دو و اول كسى هستم كه ايمان آورده و هجرت كرده و جهاد كرده پس هر سه رفتند نزد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و اين سخنان را ذكر كردند حضرت جوابى نفرمود و برگشتند پس بعد از چند روز ديگر اين آيه تا ده آيه نازل شد و حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر ايشان خواند و حافظ ابو نعيم در كتاب «ما نزل من القرآن فى على» بچندين طريق از ابن عباس و ديگران روايت كرده است كه در مفاخرت على و عباس و شيبه نازل شد و از شعبى روايت كردهاند كه در مفاخرت على و عباس و شيبه نازل شد تا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ و أبو القاسم حسكانى از بريده روايت كرده است كه روزى