درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٢٥ - ٢ نجات از مرگ جاهلى
مهدى شخصى و مهدى نوعى [١]
بحث دربارۀ مهدى شخصى و نوعى،ارتباط مستقيمى با موضوع شناخت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف دارد.لفظ«مهدى»مفهوم عامى دارد و به كار بردن آن به هر فردى كه خدا او را هدايت كرده باشد،جايز است.با اين مفهوم همه پيامبران و اوصيا عليهم السّلام،مهدى هستند و به كار بردن آن در حقّ شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم و امير مؤمنان و ساير امامان عليهم السّلام جايز است؛زيرا همه مهدى و هدايت شدهاند.
حتى به كار بردن اين واژه دربارۀ افراد ديگرى كه در مكتب آن بزرگواران تربيت و هدايت يافتهاند، جايز است.با اين حال روشن است كه مقصود از مهدى-كه بر زبان مبارك حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله و سلم جارى شده-يك عنوان خاص و لقب شخصى معيّن و عزيز است.پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم به ظهور او بشارت داده و مسلمانان را فراخوانده است كه در رديف منتظران ظهور او باشند.
برحسب اخبار معتبر،«مهدى»لقب موعود آخر الزمان است كه حتى تبار و اوصاف او در احاديث معتبر مورد اشاره قرار گرفته است.اين ويژگىها بر هيچكس،جز امام دوازدهم فرزند امام حسن عسكرى عليه السّلام قابل تطبيق نيست.لقب«مهدى»به اين معنا(مورد هدايت خدا و احيا كننده اسلام و پركننده جهان از عدل و داد و...)نخستين بار در مورد آن حضرت به كار رفت و اين در عصر خود پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم انجام گرفت و مهدى به عنوان منجى و رهايىبخش معرفى شد.
مهدويّت-به مفهوم نوعى-از هيچيك از روايات نقل شده از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم و امامان عليهم السّلام قابل استفاده نيست.براساس اين برداشت،او فردى نامعيّن است كه در زمانى مناسب،زاده خواهد شد و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد.
از نظر منطق و برهان،«نوعى بودن مهدى»باطل و نادرست است؛چرا كه نقض غرض مىشود!مقصود از قيام او،پركردن جهان از عدل و داد است؛ولى نوعى بودن مهدى،جهان را از ظلم و ستم پر خواهد كرد.در اين صورت هر قدرتمند دروغگويى،مىتواند ادعا كند كه مهدى است و به نام عدالتگسترى،به جهانگيرى بپردازد!!پس مدعيان مهدويّت بسيار خواهند شد و در هر زمان و مكانى،ممكن است چند تن،ادعاى مهدى بودن كنند و عدهاى سادهدل و نادان، گرد ايشان جمع شوند و به ظلم و ستم بپردازند!!جنگ،سراسر زمين را فراگيرد و از خونريزى و فتنه و آشوب،آكنده گردد و...بنابراين،وجود مهدى نوعى،از نظر اجتماعى محال است.
در اين صورت وعدههاى قرآن و پيامبران باطل و دروغ بوده و يا وجود مهدى پس از ظهور،
[١] .اگرچه اين اصطلاح در بعضى از كتابهاى متأخرين به كار رفته؛ولى در هيچيك از آنها به روشنى تعريف نشده است؛ بهگونهاى كه به نظر مىرسد هريك،آن را در معنايى به كار بردهاند.