درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢٠٦ - چهار روايات جواز نام بردن
دانستن و نقل نام آن حضرت،بدون اشكال است.
از خود حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف در توقيعى آمده است:«...فانّهم ان وقفوا على الاسم اذاعوه و ان وقفوا على المكان دلّوا عليه»؛ [١]«پس به درستى كه آنان اگر اسم را بدانند،آن را رايج ساخته و اگر بر مكان آگاهى يابند،آن را نشان خواهند داد».شيخ حر عاملى رحمه اللّه ذيل اين روايت نوشته است:اين دلالت مىكند بر اينكه نهى اختصاص به ترس و ترتب مفسده دارد. [٢]
بنابراين،اين دسته از روايات،داير مدار ترس و تقيّه است و با منتفى شدن آن،حرمت نام بردن نيز منتفى خواهد شد.
چهار.روايات جواز نام بردن
بىگمان در روايات فراوانى وقتى سخن از حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف،به ميان آمده،به نام آن حضرت تصريح شده است.در اينجا به بعضى از اين روايات،اشاره مىشود:
٤-١.رواياتى كه قبل از ولادت ايشان،به نام مبارك آن حضرت اشاره كرده است:
٤-١-١.شيخ صدوق رحمه اللّه در كمال الدين و تمام النعمة از حضرت على عليه السّلام،نقل كرده است:
رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله و سلم،نام امامان بعد از حضرت على عليه السّلام را يكى پس از ديگرى براى آن حضرت برشمرد،تا اينكه فرمود:«...مهدى امّتى محمّد الّذى يملا الارض قسطا و عدلا...»؛ [٣]«مهدى امتم[در ميان ايشان]محمد است كه زمين را از عدل و داد آكنده سازد...»
٤-١-٢.حضرت على عليه السّلام از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم نقل كرده كه ضمن بردن نام ائمه دوازدهگانه عليهم السّلام، فرمود:«...فاذا حضرته(الحسن)الوفاة فليسلمها الى ابنه محمد...»؛ [٤]«پس هنگام رحلت حسن آن را تسليم به فرزندش محمد مىكند...».
[١] .كتاب الغيبة،ص ٣٦٤،ح ٣٣١.
[٢] .وسائل الشيعة،ج ١٦،ص ٢٤٠.
[٣] .شيخ صدوق رحمه اللّه؛كمال الدين و تمام النعمة،ج ١،ص ٢٨٤،ح ٣٧.
[٤] .محمد بن حسن طوسى رحمه اللّه؛كتاب الغيبة ص ١٥٠،ح ١١١.