درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٦ - پيشگفتار
آرامش و آسايش نويد مىدهد.
ايمان به مهدويّت،باورداشت و ايمان به ذخيرۀ آخرين هستى،ثمرۀ تمامى رسالتها،منبع همۀ كمالات،سرچشمه همۀ خيرات و جلوهگاه تمامى نيكىها و زيبايىها است.
پذيرش مهدويّت،گشودن چشماندازى زيبا،به جهان آينده،اميدى لذّتبخش،به آينده روزگار و رويكردى جدّى و نويدبخش به انسان و آيندۀ انسان است.
اعتقاد به مهدويّت،اميد را در دلها زنده كرده،مانع تسليم شدن در برابر ستم مىشود.
ملّتهاى باايمانى كه حضور قطب عالم امكان را در ميان خود احساس مىكنند،از حضور او اميد و نشاط مىگيرند و براى مجد و عظمت اسلام،مبارزه و مجاهدت مىكنند.
با تكيه بر همين اميد درخشان بود كه ملّت بزرگ ايران،به رهبرى بنيانگذار جمهورى اسلامى امام خمينى قدّس سرّه،پرچم اسلام را به اهتزاز درآورد و افتخار طول تاريخ بشر و تاريخ اسلام شد.
آرزوى همگان آمدن چنين شخصيت گرانقدرى است تا عقدههاى فروخوردۀ انسانها -در طول تاريخ-با تجليّات ظهورش گشوده شود و چشمهاى منتظر،با روشناى طلوعش، روشنايى گيرند و تاروپود ظلم و ستم نابود گردد.
به باور پيروان بيشتر اديان و مذاهب،روزى فراخواهد رسيد كه دست توانمند پروردگار،در برههاى از تاريخ،از آستين انسانى برتر،معجزهگرى خواهد كرد و برگهاى فرجامين كتاب زندگى بشرى را با نجات از ستم و بيداد به سرانجام خواهد رساند.
همۀ فرقههاى اسلامى،معتقدند:آن دست معجزهگر،كسى نيست،مگر رادمردى از سلالۀ پاك آخرين فرستادۀ خداوند،پيامبر بزرگ اسلام صلّى اللّه عليه و اله و سلم،كه روزى آشكار خواهد شد و جهان را به نور عدل و داد آكنده خواهد ساخت.
البته شيعه-برخلاف گروههاى ديگر-اين شخص بزرگ و دست قدرت خداوندى را به خوبى مىشناسد و با تاريخ ولادت و نام مقدس او و پدر و مادر عزيزش آشنا است؛در حالى كه ديگران اينها را نمىدانند.
اين شناخت و اعتقاد-علاوه بر ابعاد منطقى،فكرى و استدلالى-داراى جنبههاى عاطفى، معنوى و ايمانى عميق و بسيار مهمّى است كه همواره سرمايه عظيم حركتهاى بزرگ در جوامع اسلامى-و بهويژه شيعى-شده است.