خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥ - توسل به يك استدلال انحرافى
از اين ذگشته آيا كارگردانان دولت هميشه افراد نمونهاى هستند كه جز بمنافع مردم نمىانديشند؟ و يا فرشتگانى هستند كه از آسمان بزمين براى خدمت به خلق آمدهاند و مىآيند؟
آيا باز كردن زنجير استثمار كارفرما را از دست و پاى كارگر و تبديل آن به زنجير دولت، همان دولتى كه احتمال خودكامگى با توجه بتمركز قدرتهاى سه گانه اقتصادى و سايسى و نظامى در او بسيار زياد است خدمتى بكارگر محسوب مىشود؟
مهم اين است كه بتوانيم با استفاده از انگيزههاى مختلف، زمينه بيشترى براى كار فراهم سازيم و ميزان رشد اقتصادى را بالا ببريم در عين اين كه حق كارگر را طور كامل تأمين كنيم.
و مهم اين است كه ما همه مردم را به ايجاد مؤسسات توليدى تشويق كنيم، و از مصرف بكاهيم ...
همه اينها در صورتى امكانپذير است كه ما كار را اساس قرار دهيم و سهم عمده را به آن بپردازيم در عين حال سهمى از درآمد كه انگيزه سرمايه گذارى سالم گردد براى ابزار قائل باشيم.