خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥
هزار تومان مىخرد؟ تاكنون هيچ انسان عاقلى- به هر عنوان- چنين معاملهاى كرده است؟
آيا اسكناس را كه در عرف همه عقلا جنبه «ثمن»- يعنى پول پرداختن در مقابل جنس- را دارد مىتوان به عنوان يك «متاع» مورد معامله قرار داد، و مثلًا بگوئيم اين ده هزار تومان نقد را به يازده هزار تومان يك ماهه مىفروشيم؟ آيا اين خريد و فروش است؟
تا كنون در بازار چه كسى اسكناس را به اسكناس بيشتر بطور جدى فروخته كه ما دوّمى آن باشيم؟
آيا قصد جدى آنها در واقع وام يك ماهه با سود يك هزار تومان نيست؟ و اين خريد و فروش چيزى جز افزون يك عبارت صورى و تو خالى هست؟
با اين حال چگونه مىتوان اين صورت سازيها را معامله جدى شمرد، و به اصطلاح مشمول عموم آيه افوا بالعقود دانست؟!
آيا كسى كه خانهاش را بيع شرط مىكند براى فرار از ربا، در حالى كه يك ده هزار قصد فروش خانهاش را ندارد و حتى از شنيدن نام خريد و فروش در رابطه با آن وحشت مىكند، چه قصد جدى براى معامله دارد، جز اين كه كارد به استخوانش رسيده و مىخواهد وام توأم با ربا بگيرد، و بخاطر رباخوار به اين صحنه سازى بىمحتوا و قلّابى متوسّل شده است؟!
خلاصه اين كه باور نمىتوان كرد كه تقريباً در هيچ يك از موارد حيل ربا قصد جدى وجود داشته باشد، و همه مىدانيم كه يكى از شروط اصلى صحّت معاملات قصد جدى داشتن است.
٢- فسلفه تحريم ربا كجا رفت؟!
فسلفه حرمت ربا چيزى نيست كه بر كسى مخفى باشد، و اگر تفصيل آن را نداند اجمال آن را حتماً مىداند، رباخوارى سبب استثمار تودههاى زحمتكش و مستضعف، دو قطبى شدن جامعه، زير پا گذاردن اصول اخلاق، ممانعت از كار خير، گسترش ظلم و ستم، تن پرورى و بيكارى، و امثال آن مىشود.
اين مفاسد علاوه بر اين كه جنبه عينى دارد در احاديث اسلامى نيز آمده است و قرآن مجيد اشاره به آن دارد.
ايا اگر همه رباخواران دنيا يك قوطى كبريت را يا يك سير نبات ضميمه كنند اين فعاليت وحشتناك از ميان خواهد رفت؟
آيا اگر نام رباخوارى را بيع شرط، يا معامله يا خريد و فروش اسكناس بگذارند مشكلات حل خواهد شد؟ چه خيال خامى؟