خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤ - ريشه اصلى كاپيتاليسم
بررسى اجمالى كاپيتاليسم (سرمايه دارى)
لابد مىدانيد منظور از كاپيتاليسم هر گونه مالكيّت شخصى و سرمايه دارى خصوصى به مفهوم لغوى آن نيست، بلكه مالكيّت شخصى در شكل صنعتى و آميخته با تكنولوژى مدرن و نظام كارخانهدارى و كارگر و كارفرما است.
به تعبير ديگر با گسترش صنايع توليدى، جامعه طبعاً به د گروه «صاحبان كارخانه» و «كارگر» تقسيم مىگردد، گروه اول را سرمايه دار (بورژوا) و گروه دوم را كارگر و پرولتاريا مىنامند.
و امّا آنها كه در گوشه و كنار اين جوامع كارگاههاى كوچكى دارند خرده بورژوا ناميده مىشوند.
بررسى در ريشه اين مكتب نشان مىدهد كه چهار اصل پايههاى عمده آنرا تشكيل مىدهد:
١- مالكيّت شخصى، به شكل نامحدود و بىهيچ قيد و شرط.
٢- شناخت سرمايه به عنوان عامل درجه اول ارزش.
٣- آزادى بهرهكشى از سرمايه به هر شكل و به هر كيفيت.
٤- آزادى مصرف در هر راه و هر اندازه و بدون قيد و شرط.
بدون شك در حكومتهاى سرمايه دارى قانونهائى كه هدفش محدود ساختن هر يك از اصول چهارگانه فوق باشد وجود دارد (همانند نظارت محدود دولتها بر كيفيت و كميت توليد، و شركت دادن اجبارى كارگران در درآمد كارخانهها در بعضى از كشورها، (ممنوع بودن سرمايه گذارى در پارهاى از رشتههاى اقتصادى و مانند اينها).
ولى نبايد فراموش كرد كه هيچ يك از اينها از حدود يك استثناء در برابر يك اصل و قانون كلى فراتر نمىرود، و مادام كه ضرورتى ايجاب نكند اساس و پايه، همان اصول چهارگانه بالا است.
ريشه اصلى كاپيتاليسم
يك نگاه اجمالى به اصول چهارگانه فوق نشان مىدهد كه همگى بازگشت به يك اصل مىكنند و آن مسأله «فردگرائى» و «آزاديهاى فردى» يعنى ليبراليسم در يك مقياس نامحدود است.
آنها در حقيقت براى اثبات اين اصول روى اصل «آزادى» و «نيروهاى طبيعى انسان» تكيه مىكنند و مىگويند:
انسان آزاد آفريده شده و بايد آزاد بماند.