خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥ - چشم انداز فعاليتهاى ممنوع اقتصادى در اسلام
چشم انداز فعاليتهاى ممنوع اقتصادى در اسلام
قبلًا توجه شما را به يك مسأله اساسى جلب مىكنم:
سيستمهاى «سرمايه دارى» و «سوسياليسم» با اين كه ظاهراً در دو قطبهاى متضاد قرار دارند، قدر مشتركهائى دارند كه هم گامى آنها را در سطح وسيعى گذشته از سطح تضاد ظاهرى آنها نشان مىدهد:
١- هر دو سيستم اقتصادى جنبه ماترياليستى دارند و اصالت ماده را بعنوان يك ايدئولوژى پذيرفتهاند.
٢- هر دو «اقتصاد» را زيربناى همه فعاليتهاى اجتماعى و سياسى و رويدادها مىدانند، منتها سوسياليسم باصراحت و بعنوان يك اصل ايدئولوژيكى آن را مىگويد، و كاپيتاليسم اگر نه با اين صراحت ولى عملًا بر آن صحه گذارده است.
فى المثل در سيستم اقتصادى آمريكار جهانخوار، جنگهاى و صلحها، فرهنگ و آموزشها، پژوهشهاى علمى، تبليغات و وسائل ارتباط جمعى حتى مسائل به اصطلاح هنرى و ورزشى در مسير منافع اقتصادى قرار دارند، و همه در خدمت آن هستند، حتى بسيارى از فلاسفه معروف در اين گونه كشورها توجيه گر اين نظام و اين سيستم مىباشند، اصولًا اگر در اين مسير نباشند كمتر امكان دارد به چنان شهرتى برسند!
٣- هر دو جامعه طبقاتى را پذيرفتهاند يكى در كل و جزء جامعه، (سيستم سرمايه دارى) ديگرى تنها در كل جامعه انسانى، هر چند در محدوده خاصى مانند كشور روسيه و چين و ... ظاهراً آن را الغا كردهاند (سيستم سوسياليسم) لذا هرگز نديده ايم كه اين كشورها جز به منافع خاص كشور خويش بينديشند و كشورهاى ديگر سوسياليست را به همان چشم نگاه كنند.
٤- هر دو جنبه ناسيوناليستى دارند هر چند مدعى «انترناسيوناليسم» «جهان وطنى» باشند، و