خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣ - ٢- مالكيّت در شكل نمايندگى خدا
بسيارند كسانى كه مرز نفوذ ناپذيرى ميان مسائل اخلاقى و ايمانى و مسائل اجتماعى و سياسى و اقتصادى قائلند ولى فكر مىكنيم انقلاب اسلامى ايران كه پيروزيش بر ارتش نيرومند شاه و قدرتهاى عظيمى كه از او حمايت مىكرد براى هيچ كس باور كردنى نبود اين مرز خيالى را در هم شكست، و كار برد عظيم مسائل مذهبى و اخلاقى را در زمينههاى سياسى اجتماعى كاملًا روشن ساخت.
روشن ساخت كه چگونه تكبيرها جاى گلولهها را مىگيرد، و شعارهاى متكى به ايمان جاى سلاحهاى سبك و سنگين را، و چگونه مبانى عقيدتى به يك ملت آگاهى وسيع و سپس فداكارى در حد اعلا مىبخشد؟!
در اقتصاد اسلامى نيز از عمل عقيده و ايمان و اخلاقى كه متكى به آن است در همه جه با كاربرد زياد، استفاده شده و اين مفاهيم در طرز توليد و مصرف حضور دارند. فى المثل هنگامى كه مىشنويم:
- با يك اعلاميه رهبر انقلاب دائربر كشت گندم، زمينهاى فراوانى زير كشت مىرود.
- به هنگام برداشتن محصول گروه زيادى از جوانان محصل و تحصيل كرده و دكتر و مهندس بعنوان يك خدمت مقدس مذهبى به روستاها مىريزند و روستائيان را كمك مىدهند.
- با استفاده از علائق دينى، جهاد سازندگى شروع بكار مىكند و در دور افتادهترين نقاط برنامههاى عمرانى فراوان و خدمات بهداشتى و فرهنگى بسيار صورت مىگيرد.
- با يك تشويق در مساجد و حسينيهها، جمعيت براى دادن خون به سوى بيمارستانها مىشتابند و در صف مىايستند، و به هنگام نياز راهروهاى بيمارستانها را از كمكهاى جنسى پر مىكنند تا آنجا كه صداى سرپرستان بيمارستانها بلند مىشود كه بس است! ...
و ما معتقديم كه هنوز به درستى از اين خمير مايه معنونى در مسائل اقتصادى بهرهگيرى نشده و الا اثار شگفت آور و فوق العادهاى از خود بجا خواهد گذارد.
٢- مالكيّت در شكل نمايندگى خدا
در حالى كه سوسياليسم و كمونيسم روى مالكيّت كمونها و جامعه تكيه مىكنند، و كاپيتاليسم روى مالكيّت فرد، اسلام ماكليت را به معنى واقعى كلمه براى خدا مىداند و طرح كاملًا جديدى در زمينه ارائه مىدهد و مىگويد:
وانفقوا مما جعلكم مستخلفين فيه: «از آنچه خداوند شما را جانشين و نماينده خود در آن قرار داده انفاق كنيد» (سوره حديد، آيه ٧).