خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨ - محو دولت، آخرين گام
محو دولت، آخرين گام
گفتيم ماركسيسم معتقد است كه دولت «مولود» و «حافظ» نظام سرمايه دارى است.
دولتها پشتيبان سرمايه داران در نظام طبقاتى هستند و منافع آنها را حفظ مىكنند.
و به همين دليل هنگامى كه آن نظام بكلى محو نابود شد فلسفهاى براى وجود دولت خواهيم داشت و بنابراين بايد اين زائده بىمصرف از پيكر جامعه حذف شود!!
اين منطق- همانند بسيارى از بحثهاى ماركسيستى- ظاهرى فريبنده دارد، امّا يك بررسى دقيق نشان مىدهد كه به همان اندازه فاقد محتوا است.
دولت پيش از آنكه حافظ منافع طبقاتى- به گفته آنها- باشد، حافظ نظام اجتماعى و هماهنگ كننده زندگى دسته جمعى است.
محو دولت در صورتى ممكن است كه زندگى گروهى و دسته جمعى بكلى برچيده شود و انسانها به صورت جفتهاى پراكنده (همچون كبوترها) هر كدام در لانه جداگانهاى براى خود زندگى داشته باشند.
توضيح اين كه:
علت مايل انسانها به زندگى گروهى، خواه «توسعه نيازهاى آدمى» يا «عشق به تكامل» يا «غريزه استخدام»، يا هر چيز ديگر باشد، و يا اصولًا «عشق به زندگى دسته جمعى» را يك فطرت و نهاد در درون جان انسان بدانيم در اين تفاوت نمىكند كه زندگى گروهى، اصول و ضوابطى كاملًا مغاير زندگى فردى دارد.
زندگى دسته جمعى بايد بر اساس تقسيم كار باشد، و تقسيم كار، احتياج به ضابطه و قانون دارد، در اين جا فوراً دو نوع تشكيلات و سازمان اجتماعى در برابر ما قرار مىگيرد:
«سازمان قانون گذارى
«سازمان اجرائى»
حتى در جوامعى كه قانون را فقط قانون خدا مىدانند باز نياز به اين دو گروه: گروهى براى شناخت و تطبيق بر موضوعات و گروهى براى تنظيم برنامههاى اجرائى داريم.