خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦ - آيا قطع رابطه درآمد و كار منطقى است؟
كه ساير ويژگيهاى جسمانى و روحى او، جدا شدنى نيست.
و مىدانيم «كار» محصول اين نيروها است چرا كه كارگر «كار فكرى» باشد مانند «مديريت» و «آموزش» و «طرح نقشههاى توليد و عمرانى» و «ابداع و اختراع و اكتشاف» محصول مستقيم قدرت فكرى و خلاقيت انسان، و اگر «كار جسمى» باشد محصول نيروى بازوى او است.
بنابراين هر قانونى كه بخواهد رابطه ميان انسان و مالكيّت او را نسبت به كارش ببرد قانونى بر ضد مسير طبيعت و آفرينش و همان چيزى است كه به زبان مذهبى آنرا جنگ با خدا مىناميم، چرا كه طبيعت چيزى جز فعل و خواست خدا نيست.
اين همان جنگى است كه هيچگاه در آن پيروزى وجود ندارد.
ما بايد قوانين خود را هماهنگ با قوانين آفرينش كنيم و از آنها بايد براى پيشبرد اهداف مقدس خود استفاده نمائيم. مبارزه با آنها مشت بر سندان كوبيدن و سر به ديوار زدن است!
از اين گذشته، با قطع اين پيوند منطقى يعنى پيوند «درآمد» و «كار» چگونه مىتوان حركت اقتصادى توأم با نشاط را در جامعه تضمين كرد.
چگونه مىتوان افراد را با علاقه و حركت درون ذاتى به سرمايه گذارى تمام نيروهاى فكرى و جسمى در راه شكوفانى اقتصاد بسيج كرد.
هيچ چيز نمىتواند جانشين اين پيوند طبيعى و حركت آفرين شود، نه تبليغات وسائل ارتباط جمعى و نه مفاهيم ذهنى فرهنگى و نه غير آنها، و بهترين گواه ما تجربههاى عينى كه ثابت كرده با از ميان رفتن رابطه درآمد و كار، چرخهاى اقتصادى على رغم همه تبليغات پر سرو صداى طرفداران اين تز از حركت باز مىايستد.
و همانگونه كه گفتيم- درست به همين دليل- تاكنون اين مكتب در هيچ نقطه دنيا پياده نشده و همه قرائن نشان مىدهد كه دنيا هر روز از آن بيشتر فاصله مىگيرد!
باز هم تأكيد مىكنيم در اين مسائل بايد به سراغ غنيمت و واقعيتهاى خارجى رفت و ذهن گرائى را كنار گذاشت فى المثل:
١- تربه تلخ «زراعت اشتراكى روسيه» را پس از انقلاب اكتبر فراموش نكنيم كه چگونه بريدن رابطه درآمد و كار سبب سقوط كشاورزى شد، و كشاورزان به كم كارى و بيكارى روى آوردند، تا آنجا كه دولت روسيه مجبور شد در برنامه زراعت اشتراكى (دولتى) تجديد نظر كند، و نوعى رابطه ميان كار بيشتر و درآمد بيشتر را منظور دارد.
٢- سرنوشت كارخانههاى بخش خوصى را كه به دست بخش عموى مىافتد همه ما ديده يا شنيدهايم،