خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥ - ٢- ايجاد وابستگيها!
استعمار رابا ويژگيهاى سه گانه زير مىتوان شناخت:
١- فلج كردن انديشهها
«مار ضحاكى استعمار» قبل از هر چيز خوراكش «مغز» است! او مغزها را مىخورد مخصوصاً اين مار علاقه خاصى به مغز جوان دارد! همه روز و هميشه
بنابراين هر جا ديديد سخن از تخدير مغزها در ميان است و گفتگو از مسائلى است كه بطور مستقيم و يا غير مستقيم در رابطه با از كار انداختن مغزهاى متفكر و آگاه مىباشد بدانيد در آنجا استعمار حضور دارد، در شكل مرئى يا در اشكال نامرئى.
نخستين گام در برنامههاى استعمارى كشتن «تفكر» و «انديشه» است، و اين انديشه كشى، گاه از طريق خالى كردن فرهنگ اجتماعى از محتوا است، و گاه از طريق توجّه دادن به مسائل حاشيهاى و دور ساختن از متن زندگى، و سرانجام دگرگون ساختن «ارزشها» است، تا آنجا كه جامعه در تشخيص آنچه حق مسلم او است و آنچه مايه افتخار و استقلال و آزادى او است گرفتار اشتباه شود و چيزهاى ديگرى را كه مطلقا بىارزش يا كم ارزش است بجاى آن بپذيرد.
و بهمين دليل انديشمندان راستين و اصيل را در جوامع استعمار زده جائى نيست، بايد در گوشه زندانها بپوسند و يا در گوشهاى بىنام و نشان همچون مردگان به دست فراموشى سپرده شوند، امّا انديشمندان قلابى و بى ريشه، شخصيتهاى كاذب و دروغين مياندار جامعه هستند، و بر سر همه زبانها، و حاضر در تمام وسائل ارتباط جمعى راديو و تلويزيونها و مطبوعات.
گاهى فكر مىكنم راستى كجا رفتند، قهرمانان زمان آريا مهرى؟ و انديشمندان دربارى؟ و هنرمندان شاهنشاهى؟ همانها كه «مردم» مجبور بودند صبح را با نام آنان از خواب برخيزند، و شب را با نام آنها بخواب روند؟
آنها همانجا رفتند كه نام آوران عصر جاهليت عرب بعد از ظهور اسلام، «همانجا كه عرب نيزه انداخت»!
٢- ايجاد وابستگيها!
دومين ويژگى استعمار «تقويت» و «توسعه» روز افزون «وابستگيها» است، خواه از نظر صنايع و كشاورزى و دامدارى باشد، خواه در عالم سياست و دسته بنديهاى بلوكى و ساختن اقمار.
هر جا سياست وابسته، صنايع وابسته، فرهنگ وابسته، ارتش وابسطه، و خلاصه زندگى وابسته است