خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣ - ٢- از نظر اجتماعى
غارتگرى و تجاوز به حقوق دگران) به دست آمده خير مطلق است يعنى خير براى دين، خير براى دنيا، خير براى پيشبرد برنامههاى فرهنگى، خير براى برقرار ساختن عدالت اجتماعى، و خير براى دفاع از استقلال و آزادى يك جامعه و خير براى هر مقصدى.
ب- اسلام فقر اقتصادى را انگيزه گناه، و بى نيازى مادى را مايه كمك به تقوا و معنويت شمرده است.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىفرمايد: نعم العون على تقوى اللَّه الغنى: «بىنيازى، كمك خوبى براى تقوى و پرهيزگارى است». [١]
و در سخنى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: غنى يحجزك عن الظلم خير من فقر يحملك على الاثم: «بى نيازى كه تو را از ستم باز دارد بهتر از فقرى است كه تو را به گناه وا دارد» [٢].
ج- در پارهاى از متون اسلامى، فقر مالى حتى سرچشمه كفر و بىايمانى شمرده است و حديث «كاد الفقران يكون كفراً» از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مشهور است.
د- قسمت بسيار مهمى از فقه اسلامى كه از آيات و روايات مايه مىگيرد صرفاً مربوط به نظامات اقتصادى و قوانين و مقررات آن است.
كتابهاى متعددى از فقه تحت عنوان: كتاب غصب كتاب ديون، كتاب مزارعه، كتاب مساقات كتاب متاجر، كتاب احياء موات، كتاب شفعه، كتاب وقف، كتاب وديعه، كتاب رهن، كتاب مصالحه كتاب لقطه (اموال گمشده) كتاب زكات و خمس و انفال و مانند اينها تحرير يافته، و مسائل حقوقى مالى با تمام ريزه كارىهايش بر اساس تأمين و عدالت اجتماعى در آنها مورد بحث قرار گرفته و نشان مىدهد تا چه اندازه اسلام براى اين مسائل اهميت قائل است.
ه- در تعليمات اسلام مخصوصاً مسائل مربوط به كنترل ثروت و مبارزه با «تراكم» و «تكاثر» و «كنز» و جلوگيرى از تبديل جامعه به دو قطب «ثروتمند» و «فقير» از اهميت فوق العادهاى برخوردار است، كه شرح جزئيات آن را در مباحث آينده بخواست خدا خواهيم ديد، و با توجّه به آن، تصديق خواهد كرد كه جامعه امروز ما كه نام جامعه اسلامى بر آن مىگذاريم و شاهد انواع و اقسام بهره كشىها، استثمارها، بىعدالتىها، و تجاوز به حقوق دگران، در آن هستيم، كمتر شباهتى به يك جامعه اسلامى دارد.
[١]. نقل از كتاب وسايل الشيعه، ج ١٢، ص ١٦ و ١٧.
[٢]