خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦ - بيشنهاى متفاوت در مسائل اقتصادى
بيشنهاى متفاوت در مسائل اقتصادى
هدف نهائى زندگى، اصالت انسان، استقلال مفاهيم اخلاقى، و مفهوم آزادى مسائلى است كه به اقتصاد اسلامى رنگ خاصى مىدهد و آنرا از مكاتب ديگر جدا مىسازد.
در حالى كه راهيان و تاركان دنيا، و يا «قدماى متصوفه» وجود مال و ثروت، و بطور كلى پيوندهاى مادى و دنيوى، را مانعى بر سر راه سعادت انسان مىپنداشتند، تا آنجا كه گاه براى وارستگى و آزادگى از اين تعلقات اموال خود را به دريا فرو مىريختند [١] «اقتصاد دانان ماترياليست» نقطه اوج تكامل انسان را وصول به هر چه افزونتر فرآوردههاى صنعتى و اقتصاى مىدانند، ولى بينش اقتصادى اسلام با هيچ يك از اين دو موافق نيست.
توضيح اين كه:
در تمام مكتبهاى اقتصادى جديد اعم از سوسياليسم و كمونيسم و سرمايه دارى و يا ساير مكتبهاى غير معروف سخن از سه مسأله مطرح است:
١- چه نوع كالاهائى را بايد توليد كرد و چه اندازه (كيفيت و كميت كالا).
٢- چگونه بايد نوع كالاهاى مورد نظر و مقدار آنرا توليد نمود (طرز توليد) و وسايل و ابزار و نيروى انسانى لازم براى آن.
٣- چگونه بايد مجموع اين كالاها به دست افرادى كه براى آنها توليد شده برسد (نحوه توزيع) و بنابراين يك سيستم اقتصادى ايده آل سيستمى است كه بتواند بهترين پاسخ عملى را به سوالات سه گانه بالا بدهد.
امّا اين كه مجموعه نظام «توليد و توزيع و مصرف» چه هدفى را دنبال مىكند در علم اقتصاد و مكتبها و سيستمهاى اقتصادى سخنى از آن نيست.
[١]. بنا به نقل غزالى در كتاب احياء العلوم از بعضى شيوخ صوفيه.