خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥ - نقش مسائل اقتصادى در شكل اختلاقى جامعه
هيچگونه شگفتى باقى نمىماند.
نمىگويم يك انسان گرسنه حتماً گرفتار دروغ و تزوير و تقلب مىشود و الزاماً ايمان خود را از دست مىدهد، امّا مىگويم زمينه ابتلاى به اين انحرافات اخلاقى، در انسانهاى گرسنه بسيار آمادهتر است؛ و اين يك امر حسى و تجربى است.
همچنين جاى شك نيست كه نيازهاى مادى و فقر اقتصادى، انسان را به كارهاى زشتى همچون چاپلوسى و تملق، ثناخوانى افرادى كه شايسته سرزنشاند، و عيب جوئى از آنها كه لايق ستايشند، تشويق مىكند.
و نيز يك ملت گرسنه را خيلى آسانتر مىتوان به دم استعمار افكند، و راحتتر مىتوان زنجيرههاى اسارت و بردگى را بر دست و پايش نهاد، و همه اموال و ذخائر و افتخاراتش را بر باد داد، چرا كه گاهى بر اثر گرسنگى حتى توانائى فرياد كشيدن را ندارد!
كوتاه سخن اين كه بحث از اهميت مسائل اقتصادى براى «ماده گرايان» بحثى زايد است چرا كه آنها اقتصاد را همه چيز و همه چيز را در آن مىبينند، و براى آنها كه به انسان از دو جنبه جسم و روان ماده و «معنى» مىنگرند، نيز اهميت مسأله روشن است. به دليل اين كه حداقل، يك بعد وجود انسان كه بعد مادى باشد با آن پيوند نزديك دارد، پيوندى كه به خاطر ارتباط جسم و جان، روى بعد دوم (بعد معنوى) نيز اثر مىگذارد.
بنابراين ناديده گرفتن مسائل اقتصادى مساوى است با ناديده گرفتن نيمى از وجود انسان، كه از نيم ديگر جدا نيست!