خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢ - ٢- ربا گنج بىرنج و درد بىدرمان!
بنابراين اگر وام گيرنده در كار توليدى يا تجارى خود كم كند! (هر آنچه باداباد!).
به همين دليل رباخوار دائماً چاق و چلهتر مىشود، و وام گيرندگان (توده مردم لاغرتر و ضعيفتر، و چه بسيار رباخوارانى اعم از اشخاص و بانكها كه حتى خانه و لانه و زندگى و فرش زير پاى بدهكاران خود را به خاطر عدم قدرت بر پرداخت «وام» و «بهره» از آنها گرفتند، و آنها را بر خاك سياه نشاندند!
و يك روز نگاه مىكنيم مىبينيم، رتاسر خيابانها و كوچهها را بان كها رباخوار گرفتهاند، و تمام يا غالب خانهها و مغازهها و دستگاههاى توليدى در گرو آنها (يعنى در واقع در ملك آنها) است!.
و از اين جا مىفهميم اگر در اسلام «ربا» شديداً تحريم شده و مزارعه و مضاربه و مانند آنها (شركت كار و سرمايه در امر توليد و تجارت) اجازه داده شده بخاطر آن است كه رباخوار سود بىضرر مىبرد، ولى مزارعه كننده و مانند آن در سود و زيان هر دو (با نرخ عادلانهاى) شركت دارند، اگر درآمدى نداشت هيچ كدام نمىبرند و اگر زيانى داشت هر دو آن را مىپذيرند، و اگر سود دات به نحو عادلانه هر دو استفاده مىكنند.
و اين مغلطهاى را كه ناآگاهان از مسائل اسلامى مىكنند و مىگويند شركت در ابزار توليد يك نوع رباخوارى است، دليل بر آن است كه يا رباخوارى را درست تجزيه و تحليل نكردهاند، و يا احكام اسلامى را در اين زمينه نمىدانند.
به هر حال (ربا) به عنوان يك گنج بادآورده در اسلام محكوم است و يك درد بىدرمان محسوب مىشود.
رباخوارى مفتخوارى، و مكيدن خون ديگران و دزدى حاصل دسترنج زحمتكشان است.
و اين يكى ديگر از فلسفههاى تحريم ربا محسوب مىشود.