خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٨ - ١- ربا خوارى با فلسفه پيدايش پول تضاد دارد
ثالثاً نگهدارى كالاهاى مختلف احتياج به وسائل و امكانات زياد داشت.
رابعاً اين طرز معامله در شكل نياز روزانه اگر عملى باشد در شكل وسيع تجارتى و در همه جا ابداً ممكن نيست.
بهمين دليل به دنبال وسيلهاى براى انتقال ارزشها گشتند كه هم كوچك و قابل حمل و نقل و نگهدارى باشد، و هم بادوام و پر استقامت، و هم مورد قبول همگان، تا بتوانند همه كالاهاى خود را به آن تبديل كنند، و آن نيز قابل تبديل به هر كالائى باشد.
نخست آزمايشهاى بشرى روى اجناس ديگرى رفت، امّا سرانجام «طلا» و «نقره» بعنوان پول بخاطر مزاياى روشنى كه داشتند تقريباً در ميان همه مردم جهان پذيرفته شد، رسميّت يافتند، بعداً كه مبادلات ميان شهرها و كشورها بلكه قارّهها گسترش يافت و حجم آن فزونى گرفت ديدند كه حتّى سكّههاى طلا و نقره نيز پاسخگوى نيازمنديها نيست، و چيز دست پاگيرى است، به علاوه پيدا كردن آن همه طلا و نقره نيز كار آسانى به نظر نمىرسيد لذا پولهاى كاغذى (اسكناس) بوجود آمد كه در آغاز نماينده پشتوانه مخصوصى از طلا و نقره و جواهرات موجود در خزانه كشورها بود، امّا عملًا شايد بسيارى از كشورها خود را در داخل كشور خويش ملزم بوجود چنين پشتوانهاى ندانند، بلكه پشتوانه اصلى آن قدرت دولتها و يك نوع قرارداد عمومى و همگانى مردم يك كشور است.
از اين داستان پر پيچ و خم «پول» كه رازهاى فراوان و اسرار زياد و نهفته دارد اين نتيجه را به روشنى مىتوان دريافت كه فلسفه پيدايش و ادامه حيات «پول» هميشه نقش ميانجى گرى در انتقال و تبلور ارزش كالاها بوده است، و هرگز يك متاع كه آن را معامله و خريد و فروش كننند نبوده است.
بنابراين رباخوران كه پول را مىدهند و از آن سود مىگيرند، پول را از فلسفه اصيلش تحريف كرده و تبديل به يك متاع قلابى و كاذب ساختهاند، و مسلّماً اين تحريف اثرات منفىاش را در روند معاملات و اقتصاد بشر خواهد گذارد، و بيمارى ركود و تورم اقتصادى و دو قطبى شدن جامعه و مانند آنها از اين آثار منفى است.
و از اين جا روشن مىشود اين كه بعضى از فقهاى محترم براى فرار مردم از ربا اجازه دادهاند مسأله «قرض» تبديل به «بيع» شود يعنى به جاى اين كه مثلًا من يك هزار تومان از شما قرض بگيرم، و يك هزار و صد تومان در سال آينده بدهم بگويم يك هزار تومان اسكناس را از تو مىخرم به يك هزار و صد تومان كه در سال آينده تحويل خواهم داد، و گفتهاند چون «بيع» است و «معدود»، اشكالى ندارد، اين نوع فرار (اگر جسارت نباشد كه حتماً در بحثهاى علمى جسارت نيست) با توجّه به مفهوم پول وفلسفه اصلى آن، صحيح به نظر نمىرسد (البتّه مقلّدين هر يك از مراجع محترم وظيفه دارند پيرو مرجعشان