خطوط اقتصاد اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣ - رباخوارى جنگ با خدا
رباخوارى جنگ با خدا
سخن از طرق كنترل غول ثروت در جامعه انسانى از ديدگاه اسلام بود، و از نخستين گام، يعنى مبارزه با رباخوارى، شروع كرديم، همان ربا و بهره پول كه مانند موريانه ريشه اقتصاد سالم را مىخورد و نابود مىكند و به جاى آن يك اقتصاد نامتعادل و توأم با استثمار و ظلم و فسادبه وجود مىآورد.
اكنون براى درك ديدگاه اسلام نظرى به بخشى از آيات و روايات الهم آفرينى كه در اين زمينه وارد شده است مىافكنيم تا نظر اسلام را توأم با بيان فلسفه اين حكم از درون آنها استخراج كنيم.
قبلًا ذكر اين نكته كاملًا ضرورى است كه در عصر ظهور اسلام آن چنان مردم جاهليّت در لجنزار ربا خوارى و عوارض ناشى از آن فرو رفته بودند كه جاى براى تحريم دفعى آن نبود و همان گونه كه روش اسلام است در مواردى كه آلودگى فوق العاده زياد مىباشد نخست اخطار مىكند، بعد به اخطار شديدتر و شديدتر متوسّل مىگردد. و سپس نهى صريح و تحريم مطلق را بيان مىدارد تا كاملًا حكم خدا جا بيفتد، و راسخ و ريشه دار گردد.
در سوره روم آيه ٣٩ كه نخستين زنگ خطر در زمينه رباخوارى بصدا درآمده چنين مىخوانيم:
و ما آتيتم من رباً ليربوا فى اموال الناس فلا يربو عنداللَّه و ما آتيتم من زكاة تريدون به وجه اللَّه فاولئك هم المضعفون:
«آنچه را از ربا به عنوان زيادى در اموال مردم مىپردازيد سبب زيادت (مقام و مرتبه) در پيشگاه خدا نخواهد بود امّا آنچه را به عنوان زكاة براى رضاى خدا مىپردازيد آنها اموال شما را در حقيقت چند برابر مىكند».
اين در حدود يك اندرز و اخطار است.
٢- در سوره نساء در آيه ١٦٠- ١٦١ مىفرمايد چهار چيز سبب شد كه ما «طيبات» را بر قوم يهود تحريم كنيم؛ ستمگرى، بازداشتن مردم از راه خداوند، رباخوارى و خوردن مال مردم از طريق باطل (فبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيبات احلت لهم و بعدهم عن سبيل اللَّه كثيرا و اخذهم الربا و قدنهوا عنه و اكلهم اموال الناس بالباطل).