نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی
(١)
مقدمه معاونت پژوهش
٩ ص
(٢)
درآمد
١٣ ص
(٣)
بسيج و ويژگيهاي آن
١٥ ص
(٤)
بسيجي از نگاه قرآن
٢١ ص
(٥)
1 پايداري در راه خدا
٢١ ص
(٦)
2 طلب آمرزش الاهي
٢٣ ص
(٧)
3 طلب ثَبات قدم و نصرت از خداوند
٢٤ ص
(٨)
4 محبّان و محبوبان خداوند
٢٤ ص
(٩)
5 تواضع با مؤمنان و سرسختي در برابر كافران
٢٦ ص
(١٠)
6 اتكا به قدرت الهي
٢٧ ص
(١١)
7 پيوند با ولايت
٣١ ص
(١٢)
بسيجي در آينه نهج &lrm البلاغه
٣٥ ص
(١٣)
1 عشق به جهاد و شهادت
٣٧ ص
(١٤)
2 انس با قرآن
٣٩ ص
(١٥)
3ـ روزه داري
٣٩ ص
(١٦)
4 سحرخيزي، انس با دعا و فروتني
٤٠ ص
(١٧)
5 احياي سنتهاي الاهي و دوري از بدعتها
٤٦ ص
(١٨)
6 وظيفه شناسي
٤٧ ص
(١٩)
بسيج؛ چشمه جوشان
١٧ ص
(٢٠)
7 تبعيت از رهبري
٤٩ ص
(٢١)
8 زنده داشتن ياد شهيدان
٥٣ ص
(٢٢)
نقش بسيج و تفكر بسيجي در تحولات فرهنگي و سياسي
٥٧ ص
(٢٣)
الف نقش بسيج و تفكر بسيجي در انقلاب
٥٧ ص
(٢٤)
1 پاسداري از انقلاب اسلامي
٥٧ ص
(٢٥)
2 تلاش در عرصه فرهنگ
٦٤ ص
(٢٦)
الف آشنايي با انحطاط فرهنگ غرب
٦٥ ص
(٢٧)
ب مقابله با تهاجم فرهنگي
٦٧ ص
(٢٨)
3 حفظ تفكر و روحيه بسيجي
٧٤ ص
(٢٩)
ب نقش بسيج و تفكر بسيجي در سنگر دانشگاه
٧٦ ص
(٣٠)
1 وحدت حوزه و دانشگاه
٧٦ ص
(٣١)
2 مقابله با تهاجم فرهنگي
٧٦ ص
(٣٢)
3 آگاهي از مسايل سياسي
٧٩ ص
(٣٣)
4 دفاع از انقلاب و ارزش هاي آن
٨٢ ص
(٣٤)
نقش اجتماعي بسيج
٨٧ ص
(٣٥)
خاستگاه معرفتي بسيج
١٠١ ص
(٣٦)
بايسته هاي معرفتي بسيج
١٠٤ ص
(٣٧)
الف سير تمدن و فرهنگ غرب
١٠٥ ص
(٣٨)
ب مقابله با تهاجم فرهنگي
١٠٧ ص
(٣٩)
نسبيت و شك&rlm گرايي در معرفت ديني
١٠٧ ص
(٤٠)
ج ولايت فقيه و نسبت آن با ديکتاتوري
١١٢ ص
(٤١)
بسيج در عرصه دانشگاه
١١٩ ص
(٤٢)
مقابله با تهاجم فرهنگي
١١٩ ص
(٤٣)
آگاهي و پويايي در مسايل سياسي
١٢٣ ص
(٤٤)
کتابنامه
١٢٩ ص

نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٢ - ب مقابله با تهاجم فرهنگي

درباره پيامبر(صلى الله عليه وآله) و وحي گفتند: عربي هزار و چهارصد سال پيش يك چيزهايي به ذهنش رسيد و با توجّه به آنها ادعاي پيامبري كرد، در اين عصر هم چيزهايي به ذهن كساني مي‌رسد كه همان الهام است و اين عصر پيامبر ديگري مي‌طلبد. درباره قيامت نيز در يك تعبير گفتند: آخرت همين دنيا است، و در تعبير ديگري گفتند: سودطلبي عبارت از دنيا و ارزش‌طلبي عبارت از آخرت است! اگر آخرت همان ارزش بود ديگر به انبيا اتهام ديوانگي نمي‌زدند. وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ * أفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ[١] «و كسانى كه كفر ورزيدند گفتند آيا مردى را به شما نشان دهيم كه شما را خبر مي‌دهد كه چون كاملا متلاشى شديد [باز] قطعا در آفرينشى جديد خواهيد بود.آيا [اين مرد] بر خدا دروغ بسته يا جنونى در اوست». و حتّي انبيا را كه به مرگ تهديد مي‌كردند به اين دليل بود كه آن‌ها مي‌فرمودند: انسان پس از مرگ زنده مي‌شود و مورد بازخواست الهي قرار مي‌گيرد.

شبهه‌ها و ترديد‌هايي كه از سوي دلباختگان فرهنگ غرب القا مي‌شود همه سوغات غرب است كه بعد از رنسانس در اروپا مطرح شد و مورد بررسي و نقد انديشمندان غربي نيز واقع شد، اما


[١] سبأ(٣٤)، ٧، ٨. ‌