نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧ - ١ عشق به جهاد و شهادت
١. عشق به جهاد و شهادت
بسيجي هميشه و در همه حال عاشق جهاد و شهادت است: دُعُوا لِلْجِهَادِ فَأَجَابُوا؛[١] «به جهاد خوانده شدند و پذيرفتند».
وَهِيجُوا إِلَى الْجِهَادِ فَوَلِهُوا وَلَهَ اللِّقَاحِ إِلَى أَوْلادِهَا؛[٢] «به جهاد برانگيخته شدند و چونان شتري كه [با هيجان و شتاب] به سوي بچه خود روي ميآورد شيفته جهاد گرديدند».
هنگامي كه شتر بچهاش را گم ميكند، بيتابانه و با شور و هيجانِ بسيار دنبال آن ميگردد. بسيجي نيز وقتي به جهاد دعوت ميشود، مثل ماده شتري كه بچهاش را گم كرده و با شتاب به دنبال آن ميرود، سوي جهاد ميشتابد. وَسَلَبُوا السُّيُوفَ أَغْمَادَهَا وَأَخَذُوا بِأَطْرَافِ الْأَرْضِ زَحْفاً زَحْفاً وَصَفّاً صَفّا؛[٣] «شمشيرها از نيام برآوردند و گرداگرد زمين را گروه گروه، صف به صف، احاطه كردند».
رزمندگاني كه به جبههها رفتند، برخي به شهادت رسيدند و برخي بازگشتند. امام علي(عليه السلام) ميفرمايد: بَعْضٌ هَلَك وَبَعْضٌ نَجَا لا يُبَشَّرُونَ بِالأَحْيَاءِ وَلا يُعَزَّوْنَ عَنِ الْمَوْتَى؛[٤] «بعضي شهيد شدند و برخي نجات يافتند. هيچگاه از زنده ماندن كسي در ميدان جنگ شادمان
[١] همان، خطبه ١٨٢، ص ٣٥٠. [٢] همان، خطبه ١٢١، ص ٢٣٠. [٣] همان [٤] همان