نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٨ - نقش اجتماعي بسيج
محدود حاکم، بالطبع نميتواند به تنهايي از عهده اين امر بزرگ برآيد. بنابراين وجود قشر متوسطي ميان هيأت حاکم و عموم مردم لازم است، که افراد آن را کساني تشکيل دهند که افزون بر آنکه در امور فردي خويش موفقاند، از سَرِ فداکاري و ايثار، داوطلب ميشوند که بيش از ديگران به مسئوليتهاي اجتماعي بپردازند؛ به گونهاي که اگر بيماري مسرياي سلامت جامعه را تهديد کرد، به سرعت براي واکسينه کردن و نيز کمک و پرستاريِ بيماران پيشقدم ميشوند؛ اگر زمين لرزه يا سيل يا طوفاني شهر يا روستايي را فراگرفت، آنان پيش از ديگران براي ياري مصدومان به صف ميشوند؛ اگر مرزهاي کشور اسلامي در معرض تجاوز دشمنان خارجي قرار گرفت، به سرعت راهي ميدان جنگ ميشوند؛ اگر هجمههاي فرهنگي اعتقادات و کيان جامعه اسلامي را تهديد کرد، با بصيرت و داناييِ دينيِ خويش به مقابله با تهاجم فرهنگي ميپردازند و مانع اشاعه فساد و فحشا و منکر ميشوند؛ و ... .
چنين کساني در جامعه ما «بسيجي» ناميده ميشوند. با وجود بسيجيِ حقيقي، جامعه در مسير سعادت قرار ميگيرد. به برکت اين انسانهاي فداکار، صاحبان مشاغل و ديگر اقشار جامعه فرصت مييابند تا وظايف و مسئوليتهاي خود را با جديت انجام دهند، و به پشتوانه بسيجيان، کمتر نگران مسئوليتهاي اجتماعيِ خويش باشند، و از سوي ديگر دولتمردان نيز با اطمينان از وجود اين