نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٤ - نقش اجتماعي بسيج
بدانها عمل کرد، بيماري و مشکل، به سادگي برطرف، و بيماري و آلودگي از وي دور ميشود. اين مراحل، همينطور با توجه به نوع و شدت مفاسد اخلاقي و مشکلات معنوي شدت ميگيرد تا آنجا که در رفتار با عاملان آنها نوبت به شديدترين اقدامها و برخوردها برسد. بر اين اساس، فرق نظام ارزشي اسلام با ديگر نظامهايي که امروز به منزله مصاديق و نمايندگان فرهنگ غرب شناخته ميشوند، در اين است که اسلام هر فردي را در قبال مسايل اخلاقيِ ديگران مسئول ميداند؛ همانطور که هر کس را درباره مسايل مادي ديگران مسئول ميشمارد. اين امور، گاه در قالب توصيهها و احکام مستحب و مکروه، و گاه به صورت احکام واجب و محرمات مطرح ميشود. اما به هر روي، وجه جامع ديدگاه اسلام در خصوص وظيفه افراد در قبال يکديگر چنين است، و دولت و آحاد مردم، چه در امور مادي، چه در امور معنوي، در قبال جامعه و افراد مکلفاند. تأمين نيازمنديهاي ديگران، تنها مربوط به دولت نيست؛ بلکه افراد نيز مسئولاند: اگر کسي پدر و مادر ناتواني دارد بايد تأمينشان کند؛ و نيز اگر پدري فرزندي تهيدست دارد بايد در رفع نيازهايش بکوشد؛ همسايگان هم بايد به وضع يکديگر رسيدگي کنند. اين احساس مسئوليت در قبال امور مادي و اقتصادي، ممکن است کمابيش در پارهاي نظامهاي ديگر نيز باشد، اما امتياز نظام اسلامي بر ديگر نظامها اين است که نهتنها افراد به نيازهاي مادي ديگران توجه و در