نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣ - ٤ سحرخيزي، انس با دعا و فروتني
مناجات و نماز، رنگ از چهرههايشان پريده بود: صُفْرُ الْأَلْوَانِ مِنَ السَّهَر، و در سيمايشان اثر خشوع ظاهر بود: عَلَى وُجُوهِهِمْ غَبَرَةُ الْخَاشِعِين.[١]
حضرت پس از بيان ويژگيهاي بسيجيان صدر اسلام كه در كنار ايشان بودند، ميفرمايد: أُولَئِكَ إِخْوَانِي الذَّاهِبُون؛[٢] «آنان برادران من بودند كه رفتهاند [و به شهادت رسيدهاند]».
امام علي(عليه السلام) در جاي ديگري نيز از كاهلي و سركشي و بيوفايي اطرافيان خود شكوه ميكند و سپس در وصف ياران راستين پيامبر(صلى الله عليه وآله) ميفرمايد: لَقَدْ رَأَيْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله) فَمَا أَرَي أَحَداً يُشْبِهُهُمْ مِنْكُم؛[٣] «من ياران محمد(صلى الله عليه وآله) را ديدم اما هيچيك از شما را همانند آنان نمييابم.» آنان چنين بودند: لَقَدْ كَانُوا يُصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْرا؛[٤] «صبح ميكردند در حالي كه موهاي ژوليده و چهرههاي غبارآلود داشتند». كسي كه تمام شب را در سوز و گداز سپري كرده باشد، چهرهاي رنگ پريده و موهايي ژوليده خواهد داشت، و به دليل كمخوابي و خستگي و گريه، چشمهاي او سرخ و رنجور خواهد بود.
[١] همان. [٢] همان. [٣] همان، خطبه ٩٧، ص ١٨٢. [٤] همان.