نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١ - ٤ سحرخيزي، انس با دعا و فروتني
است: إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُون؛[١] «تنها كساني كه به آيات ما ايمان ميآورند، هر وقت اين آيات به آنان يادآوري شود به سجده ميافتند و تسبيح و حمد پروردگارشان را به جاي ميآورند و تكبر نميكنند». آيهاي ديگر از كساني نام ميبرد كه وقتي آيات الهي بر آنان تلاوت ميشود، بياختيار به سجده ميافتند: وَيَخِرُّونَ لِلاَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا؛[٢] «آنان (بياختيار) به زمين ميافتند و گريه ميكنند و (تلاوت اين آيات، همواره) بر خشوعشان ميافزايد».
بندگان مخلص خدا، شب را با نماز و سجده صبح ميكنند: وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا؛[٣] «كساني كه شبانگاه براي پروردگارشان سجده و قيام ميكنند». اما امروزه اين عادت متروك شده است و كمتر كسي را ميتوان يافت كه شب را تا صبح به نماز و سجده بگذراند. در اين زمانه، ما تنها چند شبِ قدر را، آن هم با مشقّتِ بسيار، ميتوانيم تا به صبح بيدار بمانيم. البته اين نيز عبادت بسيار بزرگي است، اما بندگان خاص خداوند به شبزندهداري و سحرخيزي عادت دارند. امام علي(عليه السلام) بسيجياني را جستوجو
[١] سجده (٣٢)، ١٥. [٢] اسراء (١٧)، ١٠٩. [٣] فرقان (٢٥)، ٦٤.