نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٠ - نسبيت و شك&rlm گرايي در معرفت ديني
اساساً زبان آنها، زبان اسطورهها و افسانههاست. در نتيجه، چون زباني واقعنما و مشير به امري خارجي و عيني نيست، در تفسير آن، نظرهاي مختلفي وجود دارد، و به طور قطع نميتوان تفسير خاصي از آنها را بر ديگر تفسيرها ترجيح داد. بر اين اساس، هر كس بر مبناي سوابق ذهني خويش ميتواند از آموزههاي ديني، تفسيري خاص خود داشته باشد.
اما اگر واقعاً همه معرفتهاي انسان و به خصوص معارف نقلي و تاريخي و بالاخص معارف ديني او شكبردار و نيز نسبي و غير مطلق باشد، چه وضعيتي روي ميدهد؟ نتيجه چنين باوري اين خواهد بود كه احكام و ارزشهاي اسلام، جملگي نسبي و متغيرند و در نتيجه احكام و ارزشهاي امروزينِ دين متفاوت است با آنچه چهارده قرن پيش و در زمان پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مطرح بوده است. سرانجامِ چنين نگرشي نيز عقيده به نسبيت در عقايد و شك در آنهاست. بر اين اساس، اسلام براي هر فردي، مجموعه احتمالاتي خواهد بود كه او بِدانها رسيده و باور يافته است، و فهم مشترك مردم از اين احتمالات، دين اسلام را تشكيل خواهد داد!!
امروزه در دنيا، اين يكي از مهمترين شگردهاي ويران ساختن بنياد ايمان است، و براي رسيدن به اين مقصود هيچ راهي كوتاهتر و هموارتر از آن وجود ندارد كه اين شبهات را در فيلمها و نمايشنامهها نمايش دهند يا روزنامه و مقالات و كتابهاي علمي