مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣١ - ٥ـ استفاده از لحظات عمر
معرفت ما نسبت به عمر و ارزش وجوديمان است كه البته در اشخاص گوناگون شدت و ضعف دارد. ولى متيقّن است كه اكثر قريب به اتفاق مردم ارزش وجودى خود و عمر خود را نمى دانند. روحانى نيز جزو همان اكثريت است اما در اثر بركت كلمات اهل بيت(عليهم السلام) بايد بيش از مردم توجه داشته باشد.
ما در زمانى واقع شده ايم كه، به لطف خداوند، امكانات تكامل فراهم است و آن قدر واجبات داريم كه معلوم نيست فرصتى براى مستحبات پيدا كنيم، چه برسد به انجام كارهاى مباح و اعمال مشتبه. اگر درست فكر كنيم، خواهيم ديد كه چه وظايفى بر دوش ما قرار دارد. آن قدر وظايف ما سنگين و عمر ما با ارزش است كه هرلحظه آن بايد صرف كارهاى واجب شود تا ثواب كلانى داشته باشد.
واقعيت اين است كه هيچ انسانى، غير از معصومين: و كسانى كه با آنها بوده اند، قدر خود را نشناخته است يعنى، باور نكرده است كه با لحظه لحظه عمر خود چه گوهرهاى گرانبهايى مى تواند تهيه كند، حتى گاهى ما به طور كلى غافل مى شويم.
خواه ناخواه، عمر در گذر است و نمى توان گذر آن را متوقّف كرد امّا اگر توجه پيدا كنيم كه با اين دقايق گذرا چه چيزهايى مى توان تحصيل كرد، بخصوص از نظر كمالات اخروى و اجر و پاداش ابدى، خواهيم دانست كه هيچ مثالى نمى تواند اين معنا را مجسّم كند.
اين مثل معروف است كه «وقت طلا است» و يكى از شعارهايى است كه همه، به صورت مبالغه آميز، مطرح مى كنند. معمولا شعارها را بالاتر از مقدار واقعيت مطرح مى كنند تا در عمل و نتيجه به حد نصاب برسد. لذا مى گويند وقت طلاست كه دست كم براى آن به اندازه نقره ارزش قايل