مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٩ - ب توطئه  هاى دشمنان
جاى پايى در ميان توده هاى مردم پيدا كرده و با حيله توانسته اند توده هاى ناآگاه را به سوى خود جلب كنند. اكنون نيز كه انقلاب به رهبرى روحانيت به پيروزى رسيده است روحانيت جا را براى ديگران تنگ كرده است وپستهايى را كه بايد ديگران اشغال كنند روحانيون اشغال كرده اند.» همچنان كه ملاحظه مى شود، انگيزه مخالفت اين گروه با روحانيت انگيزه مادى است و مبارزه آنها يك مبارزه صنفى است.
آيا واقعاً دفاع از روحانيت يك مبارزه صنفى است؟ اگر چنين باشد مبارزه لزومى ندارد، زيرا اگر صنفى راه امرار معاش خود را دين قرار داده باشد، بزودى منقرض خواهد شد. اما اگر واقعاً وجود روحانيت براى بقاى اسلام لازم است، دفاع از آن نيز لازم خواهد بود. همه مى دانيم كه اگر اسلام بخواهد باقى بماند، به اسلام شناس نياز دارد. اگر روحانى، كه اسلام شناس است، وجود نداشته باشد تا بتواند حقايق اسلام را از منابع اصيل اسلامى تشخيص دهد، اسلامى باقى نخواهد ماند.
٣ـ دسته سوم كسانى هستند كه يا مسلمان و علاقه مند به اسلام و انقلاب هستند و يا دست كم دشمن اسلام و انقلاب نيستند ولى با «آخوند» ميانه خوبى ندارند. آنها مى گويند: «روحانيت در گذشته، كم و بيش، كارآيى داشته اما امروز وضعيت اجتماعى و تاريخى جديدى به وجود آمد است كه حضور روحانيت در آن لزومى ندارد و نمى تواند هيچ نيازى را برآورده سازد. بنابراين، بايد بساط آخوندى برچيده شود و جاى خود را به ديگران بدهد.»
دشمنان از روشهاى مختلفى براى مبارزه با روحانيت استفاده مى كنند و تحريف و تهمت در كار آنها زياد ديده مى شود. برخى از روشهاى آنها عبارت است از: