مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٤ - حوزه و فرهنگ
شهيد مطهرى و امثال او، دشمنان از ما گرفتند، اگرچه با وجود آنها نيز نيازها كاملاً رفع نميشد.
بـ برخى از مسئوولان و دست اندركاران امور، اهميت مسائل فرهنگى را چنانكه بايد و شايد درك نمى كنند. البته با توجه به سوابق تحصيلى و اطلاعات اسلامى آنها، نمى توان توقع بيشترى داشت. هر كدام از آنها در يك رشته تخصّص دارند و فقط اهميت مسائلى را كه در آن تخصّص دارند، خوب درك مى كنند و همت خود را نيز بيشتر صرف آن مسائل مى كنند مثلا، يك فرمانده ارتش مدتى در دانشكده افسرى تحصيل مى كند و پس از گذراندن دوره تحصيلات، كار خود را در بخش خاصى از ارتش انجام مى دهد. از او انتظار مى رود كه بتواند كار خود را در ارتش به درستى انجام دهد. نمى توان از او انتظار داشت كه اهميت مسائلى از قبيل مسائل عقيدتى، فكرى و... را بخوبى درك كند، زيرا تخصّص او در اين زمينه ها نيست.
مسؤولان وزارتخانه ها نيز اگر در حرفه خود متخصّص و باتجربه باشند و كارهاى خود را به نحو احسن انجام دهند بايد از آنها ممنون باشيم مثلا، نبايد از وزير راه انتظار داشت كه مسائل فرهنگ اسلامى را بخوبى درك كند. اما به هر حال، تمام امكانات در دست اينگونه افراد است: توزيع نيروها، تخصيص بودجه و مسائلى از اين قبيل زير نظر آنها انجام مى شود.
اشكال از اينجا به وجود مى آيد كه اين افراد نمى توانند نقش مؤثّرى در فعاليتهاى فرهنگى و تبليغى، چه در داخل كشور و چه در خارج از آن، داشته باشند. به فرض، اگر بخواهيم گروهى را براى تبليغ و اشاعه فرهنگ اسلام به كشورى مانند پاكستان، هندوستان يا كشورهاى دور افتاده اى