مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٩ - ٤ـ شرائط لازم براى روحانى
موجب سستى ايمان مردم مى شد. قبل از هر چيز، دليل اين مطلب نقص تحقيقات و پاسخهاى نامناسب روحانيت است.
براى شخصى كه ذهنش دست نخورده مانده و افكار ضد اسلامى در آن رسوخ نكرده است، به آسانى مى توان خدا را اثبات كرد اما در زمان حال، ذهن دست نخورده اى باقى نمانده است. واقعيت اين است كه فرزندان ما از سنين كودكى با افكار ضد اسلامى آشنا مى شوند. بنابراين، بسادگى نمى توان خدا را براى آنها اثبات كرد، چون ذهنها مشوّش است و شبهات در آنها رسوخ كرده است. شبهات متعدد از زبانهاى گوناگون ترجمه شده و به طرق گوناگون به نسل جوان ما مى رسد. امروز هر فكرى از هر مغزى تراوش مى كند موج بر مى دارد و به تمام عالم مى رسد. نمى توان ذهنها را كور كرد تا افكار به آنها هجوم نياورد بلكه بايد نيروى مقاومت آنها را در مقابل افكار گوناگون تقويت كرد و آنها را واكسينه نمود وگرنه مانند بيمارى در بدنها منتشر مى شود.
انقلاب اسلامى ايران، به غير از برخى تفاوتها، از بسيارى جهات به قيام پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) شباهت دارد. يك فرق انقلاب ما با قيام پيامبر(صلى الله عليه وآله)اين است كه وقتى نهضت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) به پيروزى رسيد و كفار مكه مغلوب شدند، آيه «اِذا جاءَ نَصْرُاللّهِ و الفَتْحُ و رَأَيْتَ النّاسَ يَدْخُلُونَ فى دينِ اللّهِ أَفواجاً...»[١] نازل شد اما پس از پيروزى انقلاب اسلامى، به دليل آزاديهايى كه به افكار گوناگون داده شد ولى نيروى دفاعى كافى در مقابل ايدئولوژيهاى مخالف اسلام نداشتيم، به جاى آنكه مردم بيشتر به دين خدا بگروند گروهى از آن رويگردان شدند. در آن زمان، پيامبر(صلى الله عليه وآله)حضور داشت و در مقابل هر شبهه اى مى ايستاد و پاسخ مى گفت امّا ما كه
[١] سوره نصر: ١ـ٢.