مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٥ - ٤ـ زهد و ساده زيستى
مادى در دل او جايى داشته باشد. احياناً ممكن است خدا براى انسان رفاه مادى نيز مقرر فرمايد ولى اصل اين است كه به آن توجه نداشته باشد، حتى وقتى كه وسايل رفاهى براى او فراهم مى شود. كسى كه عالم دين است و نسبت به دين معرفتى دارد به دنيا ارجى نمى نهد. كوهى از طلا و جواهرات يا كوهى از خاكستر و سنگ در نظر مؤمن يكسان است و در مقابل هيج يك تغيير حالت نمى دهد. استفاده از مزاياى دنيا براى مؤمن، كسى كه حقيقت دين و اهميت راه خدا را شناخته، تنهابه عنوان ابزارى به منظور گذراندن زندگى براى كسب مقامات و كمالات معنوى و الهى است.
استفاده از دنيا به قدر اكل ميته و قوت لايموتى است و نمى تواند هدف قرار گيرد. تمتّعات مادى، نفياً يا اثباتاً، نمى تواند معيار باشد يعنى، تمتّعات مادى نه دليل تقرّب به خداست و نه دليل صحّت راهى كه انتخاب مى كنيم. بعكس كم بودن بهره هاى مادى در زندگى نيز دليل بطلان و فساد راهى كه انتخاب مى كنيم نيست. ممكن است برخى افراد در زندگى به بهره هاى مادى فراوانى برسند و از تمتّعات مادى نيز براى تكامل معنوى خود بهره مند شوند، همچنين ممكن است برخى افراد از نعمتهاى مادى به مقدار زيادى محروم باشند ولى در عين حال، بتوانند راه تكامل خود را ادامه دهند.
بايد يادآور شد كه سرگرم شدن به امور مادى و دنيوى و بهره مندى فراوان از لذايذ مادى در اكثر مردم حالت غفلت ايجاد مى كند و انسان را از كسب معنويات و اخرويات باز مى دارد. البته اين مسأله به هيچوجه كلّيت ندارد. بنابراين، ما نيز، خواه ناخواه، در شمار اكثريت مردم هستيم، نه جزو افراد استثنايى، مثل معصومين و انبيا(عليهم السلام) و اولياى كامل خدا.