انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٩ - د ـ احساس محروميّت از استكمالات معنوي و اخلاقي
البته بايد به خاطر داشت که در هر مقطع تاريخي و در هر جامعهاي، شمار كساني كه در انديشه مصالح معنوي و ارزشهاي والاي اخلاقياند و به قدر و قيمت و اهميّت اينگونه امور، به تفكيك از امور مادّي و معيشتي، واقفند و از نابسامانيها و كمبودهايي كه در اين زمينه پديد ميآيد رنج ميبرند، بسيار اندك است. از اينرو، اگرچه فرض اينكه نهضت اجتماعياي فقط به انگيزه دفاع و حمايت از مصالح معنوي و ارزشهاي متعالي اخلاقي پديد آيد، فرضي نامعقول نيست؛ ولي در اكثريّت قريب به اتّفاق موارد نهضتهاي اجتماعي چنين نبودهاند. لكن، از آنجا كه مفاسد معنوي و مفاسد مادّي معمولاً پيوندي استوار و ناگسستني با يكديگر دارند و در هر جامعهاي كه دچار مفاسد معنوي است، مفاسد مادّي نيز رواج و شيوع تامّ دارد، مصلحان اجتماعي ميتوانند، حتّي اگر هدف نهاييشان تنها اصلاح وضع و حال معنوي و اخلاقي مردم باشد، بر نقاط ضعف مادّي و معيشتي جامعه انگشت تأكيد بگذارند و با ارائه فقر و بيعدالتي اقتصادي موجود در جامعه مشروعيّت و حقانيّت نظام سياسي، اقتصادي و حقوقي حاكم را در محل شكّ و شبهه وچون و چرا آورند، و بهاين طريق، جماعات فراواني را با خود همدست و همداستان سازند و موجبات تزلزل اركان نظام حاكم و فروپاشي آن را فراهم آورند.
از ديدگاه اسلامي، هرچند اصل «هدف وسيله را توجيه ميكند» مقبول نيست، بهرهبرداري از نقاط ضعف مادّي جامعه براي برپا كردن نهضت اجتماعياي كه هدف اصليش اصلاحات معنوي است، به دو دليل موجّه و مشروع است:
نخست آنكه اساساً اديان الهي فقط با معابد و پرستشگاهها سر و كار ندارند؛ بلكه اصلاح جميع امور و شؤون حيات، اعمّ از فردي و اجتماعي، مادّي و معنوي، دنيوي و اخروي را قصد كردهاند، بهگونهايكه اقامهٔ يك نظام اجتماعي الهي و مطلوب، مستلزم اصلاح همه امور و شؤون زندگي انسانها، و از جمله امور و شؤون مادّي و معيشتي