انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٣ - ٥ اختلاف دروني
متوجه نظام ميسازند. اختلاف و دشمني ميان اقشار و گروههاي مختلف جامعه يكي از آسيبهايي است كه عوامل داخلي و خارجي ميتوانند در ايجاد آن مؤثر باشند.
اختلاف ميان گروهها و اقشار مختلف جامعه، گاهي از عواملي كاملاً دروني و بر اساس ملاكهاي غير قابل قبول از نظر اسلام، نظير اختلافات قومي، نژادي و حتي مذهبي، سرچشمه ميگيرد. مسلم است كه زمينهٔ اينگونه اختلافات، در جامعهاي كه مركب از نژادهاي مختلف و گويشهاي متفاوت است، وجود خواهد داشت. تفاوت مناطق جغرافيايي، اختلاف آداب و رسوم محلي، و حتي مذهبي، و عوامل داخلي ديگر موجب پيدايش اختلاف در جامعه خواهد شد. دشمنان يك نظام تلاش خواهند كرد تا براي متلاشي كردن و تضعيف جامعه، از اين زمينهها بهره برده، به اختلافات دامن زنند و آنها را تشديد كنند.
اختلاف ميان گروههاي مختلف جامعه، سبب خواهد شد تا نيروهاي جامعه در اثر اصطکاک، تحليل رفته قدرت پيشرفت را از دست بدهند. ترديدي نيست كه با رو در رو قرار گرفتن دو عامل متضاد، نيروهاي زيادي صرف خواهد شد تا عامل مقابل تضعيف گردد. در صورتي كه يكي از دو طرف، قويتر از ديگري باشد، به پيشرفت محدودي نايل ميشود، ليكن در صورت برابر بودن قدرت آنها، هر دو طرف از فعاليت و پيشرفت بازميمانند. دشمنان جامعهٔ اسلامي نيز با استفاده از اختلافاتي كه در درون يك جامعه وجود دارد، سعي ميكنند كه اين اختلافات را تشديد كنند تا منجر به دشمني و تخاصم گردد و قدرت و توانايي دو طرف، در رويارويي با يكديگر مصرف شود و زمينهٔ بازماندن آنها از ترقي، تكامل و پيشرفت فراهم گردد.
سياست «اختلاف بينداز و حكومت كن» سياستي است كه سابقهاي ديرين در طول تاريخ دارد و علاوه بر فرعون،[١] كه سياستهاي خود را با ايجاد اختلاف در جامعه بهپيش
[١] قصص (٢٨)، ٤.