انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣١ - ٤ نقش آموزه هاي ديني در ايجاد وحدت در جامعه
ميآيد. البته در سايهٔ اين وحدت، اختلافهاي فرعياي ميتواند وجود داشته باشد؛ ولي به شرط اينكه به آن هدف اصلي آسيب وارد نسازد. خداوند اختلافات طبيعي و تكويني را حتي به رسميت نيز شناخته است:
وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا؛[١] و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد.
بر اساس اين آيهٔ شريفه، وجود اختلافات تکويني از سوي خداست و خداوند اين اختلافات را به وجود آورده است و اختلافات ميتواند عاملي براي سعادت زندگي دنيا باشد و درون يك جامعه بزرگ انساني، جوامع كوچك، ارتباط بيشتري با هم داشته باشند و بيش از پيش، به يكديگر ياري رسانند.
اسلام در تربيت انسانها ميكوشد بهگونهاي آنان را پرورش دهد كه با حفظ تمام اختلافات و تفاوتهاي فردي و گروهي، در يك جامعهٔ بزرگ، بر اساس يك ملاك متعالي، به نام دين، وحدت خود را حفظ كنند. بنابراين، نبايد اجازه داد كه مليگرايي در جامعه، به حدي رشد كند كه وحدت اسلامي را خدشهدار كند. هرچند كه وحدت ملي و نژادي داراي اهميت است، اما اين امر مانع از آن نميشود كه تمام نژادها تحت يك حكومت و ملت واحد قرار گيرند. فراتر از اين، تمام ملتها، با وجود اختلاف نژاد، زبان و ساير اختلافات طبيعي و غير طبيعي، بايد از يك وحدت الهي برخوردار باشند.
ملتهاي مختلف بايد در سايهٔ پرستش خداوند يگانه باهم متحد گردند. خداوند، در سايهٔ خداپرستي، الفتي را ميان مؤمنان به وجود آورد و آن را بالاترين نعمت براي خود شمرد. كساني كه از اين نعمت بهرهمند ميشوند، بايد به پاس اين نعمت عظيم الهي، اين ارتباطهاي ديني و مذهبي
[١] حجرات (٤٩)، ١٣.