انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٩ - ٢ اوصاف رهبر شايسته
نهضت اسلامي سودمند بود، ردّ كرد.[١] مواردي از اين قبيل در آيات ديگر قرآن کريم وجود دارد.[٢]
١٤. تسامح و سعه صدر در امور فرعي و كماهميّت. رهبر بايد در اموري كه از قبيل هدف و اصول نهضت نيست تسامح و مدارا روا دارد. همچنين، بايد نسبت به لغزشها، خطاها و اشتباههاي ياران و پيروان خود سعه صدر داشته باشد، چراكه همه آنان و حتي والامقامترينشان در حد اعلاي علم، اخلاق و عمل نيست و بهطور طبيعي نقاط ضعفي دارند و اگر هر يك از آنان به علت نقطه ضعفي كه دارد طرد شود، پيشرفت حركت اجتماعي متوقف خواهد شد.
١٥. ارزش قايل شدن براي شخصيّت ديگران. رهبر بايد، علاوه بر اينكه زيردستان خود را طرد نميكند، براي شخصيّتهايشان ارزش قايل شود. اگر روش و رفتار رهبر به گونهاي باشد كه زيردستانشتحقير شوند و به چيزي گرفته نشوند، نخست، محبّتشان به او و علاقهشان به ادامه همكاري با او و فرمانبرداري از او كم و ضعيف ميشود و پيداست كه كاهش محبوبيّت رهبر جز به زيان نهضت نيست، و دوم، به فرض اينكه نهضت به شكست و ناكامي گرفتار نيايد، از زيردستان كه همواره تحقير ديدهاند و خوار و زبون بودهاند، كار مبتكرانهٔ صحيح و مهمي بر نخواهد آمد.
يكي از علامتها و مظاهر ارزش قايل شدن براي ديگران اين است كه با آنان مشورت كنند و از آنان رأيجويي و نظرخواهي كنند. از اين گذشته، اگر به رأي و نظر افراد التفات و اعتنا شود و آنان احساسكنند كه در برنامهريزيها و تصميمگيريها مداخله و مشاركت دارند، برنامهها و تصميمها را به چشم اموري اجباري و تحميل شده نمينگرند، و در نتيجه،
[١] اسراء (١٧)،٧٣ ـ ٧٥. [٢] احزاب (٣٣)، ١و٢ و قلم (٦٨)، ٨ و٩.