انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٥ - د ـ عامل اراده
ندارد، چون حوزهٔ فعاليت اينگونه رشتهها مسايل تجربي است و شناخت ماهيت وحي و اموري از اين قبيل، از حوزهٔ تجربه خارج است.
حاصل آنكه، براي بررسي عوامل تحولات اجتماعي نميتوان تنها به عوامل وراثتي، محيطي، اقليمي و پديدههاي ناگهاني و طبيعي از قبيل آتشفشان، طوفان و اموري نظير آن اكتفا كرد؛ بلكه بايد به عامل ديگري بهنام «وحي» نيز توجه داشت، عاملي كه از ديدِ دانشمنداني كه تكيهشان فقط بر دستاوردهاي تجربههاي حسي است، دور مانده است. اين عامل نقش بسيار زيادي در تحولات اجتماعي داشته و دارد. به همينرو ما كه به وجود وحي و آثار و پيامدهاي آن ايمان داريم، بايد نقش مهمّي را براي آن در زندگي خود و تحولات اجتماعي در نظر بگيريم.
بدون ترديد، عامل وحي از طريق تجربه قابل اثبات نيست. پس چگونه است که معتقدان به قرآن و بعثت انبيا، وحي را پذيرفته، به آن به عنوان يکي از عوامل تحولات اجتماعي نظر ميکنند؟
د ـ عامل اراده
از نظر قرآن کريم و کتب آسماني ديگر، عواملي که پيش از اين ذکر گرديد و نقشي اساسي در ايجاد تحولات اجتماعي ايفا ميکنند، نميتوانند علّت تامه براي تعيين رفتار فردي و اجتماعي انسانها قلمداد شوند؛ زيرا در كنار اين عوامل، يك عامل مهمّ ديگر به نام ارادهٔ انسانها نيز وجود دارد. حتي در صورتي كه شرايط براي انتخاب كردن يكي از راهها فراهم باشد و عقل آن را تشخيص دهد، وحي نيز آن را بيان كند و همچنين تعليم و تربيت هم انجام گيرد و عوامل ارثي نيز فراهم باشد؛ ليكن باز هم انسان ميتواند با ارادهٔ خويش