انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٣ - ج ـ عامل وحي
آن را از جهت زماني معين كند و اصولاً هدف از نزول قرآن امري فراتر از ذكر اينگونه امور است.
به تعبير قرآن كريم، پس از سپري شدن آن دوران اوليه و بهرهگيري از عوامل طبيعي و ايجاد تحولاتي آرام در زندگي بشر، عامل جديدي به نام «وحي» وارد زندگي بشر گرديد. اين عامل، عاملي عمومي و همگاني نيست؛ بلكه عاملي الهي است كه اختصاص به انبياي الهي دارد. خداوند متعال، پيامبراني را بهسوي مردم گسيل داشت تا با تبشير و انذار، افراد را برانگيخته، وادار به حركت كنند. ارسال پيامبران از سوي خداوند متعال موجب شد تا از سويي مطالب حقي را كه خداوند متعال به آنها وحي فرموده بود، به مردم برسانند و از سويي با تبشير و انذار، انگيزهٔ عمل به آن مطالب را در مردم ايجاد كنند. به عبارت ديگر، پيامبران الهي موظّف بودند تا پيام خدا را به مردم رسانده، يك ضامن اجرايي قوي دروني براي اين پيامها بهوجود آورند. اين تبشير و انذارها حاكي از آن است كه در صورت عمل به اين دستورات، سعادت دنيا و آخرت انسانها تأمين خواهد شد و در غير اينصورت، گرفتاري در عذاب، هلاكت و بدبختي دنيا و آخرت را در پي خواهد داشت.
خداوند متعال پس از آنكه از آن دوران اوليهٔ زندگي انسانها سخن به ميان آورده است، به بيان بعثت انبيا و هدف از آن پرداخته است: فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيه. مطابق اين بخش از آيه، خداوند متعال، همراه با هر يك از انبيا، كتابي را نازل فرمود كه بيان كنندهٔ حق است. بايد حقّ و باطل كه در زندگي انسانها همواره وجود دارد، به درستي شناخته شود تا بتوان از اين طريق از باطل گريخت و بهسوي حق گام برداشت.
از آنچه گذشت ميتوان دريافت که از ديدگاه اسلام و اديان الهي، آنچه كه فلاسفهٔ تاريخ و جامعهشناسان براي تعيين عوامل مؤثر در تحولات زندگي اجتماعي انسانها بيان