انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٤ - ٣ جريان شناسي دوران مشروطيت
به تنگ آمده بودند و به دنبال رهايي از اين وضعيت ميگشتند، مردمي که حکومت تلخ و سياه زورمداران، خوانين و فئودالها، زجرشان ميداد و زندگي فلاکتباري برايشان رقم ميزد. اين فضاي خاص، مردم را از هر جهت آماده کرده بود تا براي رهايي از اين اوضاع طاقتفرسا تلاش نمايند و کوشش کنند خود را از قيد و بند استبدادها و خودکامگيها رها نمايند. بنابراين وقتي شعار دموکراسي، حقوق مردم و آزادي مردم در انتخاب سرنوشت خويش مطرح شد، به راحتي آن را پذيرفتند و از آن استقبال کردند تا شايد از آن طريق از ظلم و ستمي که بر آنها ميرفت خلاصي يابند.
گروه ديگري که در جريان مشروطيت فعاليت ميکردند، روشنفکران و تحصيلکردگان در غرب بودند که اين سوغات (دموکراسي) را به ارمغان آورده بودند. اين عده هم به دنبال آزادي و دموکراسي بودند. اين گروه با مشاهدهٔ پيشرفتهاي صنعتي غرب و با تبليغاتي که در غرب بر روي اين افراد صورت گرفته بود، بهشت موعود خود را در آنجا يافته بودند و مقهور و مرعوب مغربزمين و فرهنگ آن گشته بودند و ميخواستند ايران را هم، رنگ غربي بزنند. اينان حاضر بودند در اين راه به هر قيمتي، «از فرق سر تا نوک پا غربي شوند».
اين گروه، به دنبال آزادي و دموکراسي بودند اما با اين تفاوت که آزادي مورد نظر اينها با آزادي مورد نظر مردم فرق داشت؛ مردم به دنبال آزادي از قيد و بند حکومتهاي خودکامه و مستبد و مخالف ارزشهاي اسلامي بودند، اما روشنفکران و غربزدگان، بُعد و رويهٔ ديگر آزادي و دموکراسي را ميخواستند. آنان در پرتو اين شعارها درصدد بودند تا مردم را از اسلام دور کنند تا ديگر پايبند قوانين و مقررات و ارزشهاي اسلامي نباشند. اين گروه مفهوم عام و مطلق آزادي و دموکراسي را ترويج ميکردند و به تقديس و پرستش اين ارمغان غرب ميپرداختند و ديگران را نيز به پرستش آن دعوت ميکردند. هدف از شعار دموکراسي اين بود