انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٠ - ٤ نقش آموزه هاي ديني در ايجاد وحدت در جامعه
خويشند، تلاش ميكنند كه با آن انساني بيشتر ارتباط برقرار كنند كه بتواند براي سعادت ابدي آنان بيشتر مؤثر باشد و براي آنان نفع معنوي داشته باشد. حال اگر در جامعهاي اين امر فطري بيدار شد و انسانها رابطه خود را با خدا شناختند و درصدد پرستش خداوند يگانه برآمدند، عامل مهمي براي ايجاد ارتباط ميان دلهاي آنان به وجود ميآيد، زيرا همهٔ اين افراد پرستشگر يك خدا هستند و تنها يك خداست كه معبود، معشوق و محبوب همهٔ آنهاست.
همچنين انسانها در سايهٔ اعتقاد به اينكه بايد هدف اصلي خود را كسب سعادت ابدي و رسيدن به بهشت جاودانه قرار دهند، سعي ميكنند با كساني بيشتر ارتباط برقرار كنند كه بتوانند در اين راه، به آنان كمك بيشتري كنند. چنين افرادي بايد دين صحيحي بر آنها حاكم باشد تا در سايهٔ وحدت دين حق، با هم متحد شوند. اسلام تلاش ميكند تا تمام انسانها را بر اساس اين محور گرد هم آورد.
البته وجود اين عامل فطري، به معناي مجبور بودن افراد و تسليم شدن در برابر اين عامل نيست؛ بلكه افراد ميتوانند از آن سرپيچي كرده و برخلاف اقتضاي فطرت حركت کنند. خداوند بر انسانها منّت گذاشته، اين عامل فطري را در نهاد آنها قرار داده است تا بتوانند براي رسيدن به سعادت ابدي از يكديگر بهره برند. همانگونه كه همكاري و تشكيل يك جامعه واحد براي خوشي، رفاه و آرامش زندگي چند روزه لازم است، تعاون و همكاري براي رسيدن به سعادت ابدي نيز لازم است. زماني اين عامل فطري ميتواند در جامعه، نقش خود را در ايجاد وحدت و اتحاد ايفا كند كه آن فكر، بينش و فرهنگ توحيدي در جامعه رواج پيدا كند.
در صورت ترويج فرهنگ توحيدي در جامعه، توجه دايم به خدا و جستجو كردن سعادت ابدي در پرستش او، عامل بسيار مهمي براي وحدت ميان افراد آن جامعه به وجود