انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٧ - ج ـ نظريهٔ کارکردگرايان
نخبگان ميتوانند دو راه را در پيش گيرند: ١. آنان خود را با شرايط موجود وفق دهند و بهعنوان نمونه، ايدئولوژي وارداتي يا تهاجم فرهنگي را بپذيرند. كه بيترديد اين امر سبب کاهش اعتبار آنان خواهد شد. ٢. نخبگان در برابر اين فشارها مقاومت نمايند که در اينصورت، بايد از ابزار مناسب براي پيروزي خود بهره برند. در غير اين صورت قدرت آنان با رکود مواجه خواهد شد و در نتيجه مشروعيت نظام زير سؤال خواهد رفت. بنابراين، تورّم قدرت و از دست دادن اقتدار، زمينه را براي انقلاب فراهم خواهد ساخت.
اما در ارزيابي نظريه مذکور بايد گفت که اولاً اجتنابپذير بودن انقلاب، که اساس نظريهٔ اين دسته از انديشمندان را تشکيل ميدهد، با ديگر بخشهاي اين نظريه همخواني ندارد؛ چراکه در بخشي ديگر از اين نظريه بر ضروري بودن انقلاب و اجتنابناپذير بودن آن در صورت فراهم بودن شرايط تأکيد شده است. ثانياً برخلاف نظريهٔ جانسون، روند همواره بدينگونه که او پيشبيني کرده است، پيش نخواهد رفت؛ بلکه انعطافپذيري نخبگان حکومتي ميتواند گاه ثبات و گاه بيثباتي و تشديد روند انقلاب را در پي داشته باشد. علاوه بر اين، وي براي خصوصيات فردي يک رهبر انقلاب، نقش چنداني قايل نيست و حال آنکه اين نقش را نميتوان در نظريهپردازيهاي انقلاب، ناديده گرفت.
جانسون در کتاب «تحول انقلابي»، تلاش نموده تا اين نظريه را تشريح و از آن دفاع نمايد. مطالعهٔ مجموعهٔ مطالب اين کتاب ميتواند نظريات اين دسته از نظريهپردازان را به خوبي انعکاس دهد.[١] از سوي ديگر انديشمندان صاحبنظر در اين عرصه، اشکالهاي فراوان ديگري را متوجه اين ديدگاه نمودهاند که ميتواند از اعتبار آن نظريه بکاهد.[٢]
[١] جانسون، چالمرز، تحول انقلابي (بررسي نظري پديدهٔ انقلاب).
[٢] ر. ک: مصطفي ملكوتيان، سيري در نظريههاي انقلاب، ص ١١٠. و: آلوين استانفورد کوهن، تئوريهاي انقلاب، ص ٢٠٠.