انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٨ - ٣ ماهيت انقلاب اسلامي
هم آمادگي شگرفي براي ايثار، فداكاري و جانفشاني در مردم پديد ميآورند، از جمله برنامههاي رهبران اين انقلاب است.
بنابراين اگر عنصر فرهنگ، اساسيترين عنصر اسلام تلقي شود، بزرگترين بُعد پيروزي انقلاب اسلامي نيز بُعد فرهنگي آن خواهد بود. ازاينرو، استفادهكنندگان اصلي اين نعمت نيز در درجهٔ اول، اقشار فرهنگي جامعه خواهند بود كه مصداق بارز آنها حوزهها و دانشگاهها هستند. بنابراين، وظيفهٔ اين اقشار، از اقشار ديگر جامعه بسيار سنگينتر است. ازاينرو، ترديدي نيست كه ماهيت انقلاب اسلامي ـ يعني عنصر اسلامي بودن آن ـ كه يك عنصر فكري و فرهنگي است، با تغيير مسؤولين تغيير نميكند. معيار بقاي اين انقلاب، بقاي فكر و انديشهٔ آن است، نه بقاي تفكرات اشخاصي كه در زمان انقلاب از انقلابيون بهشمار ميآمدند. چه بسا با تغيير نسلها، اشخاص ديگري جايگزين شوند، ليكن تفكر انقلابي و ماهيت آن پابرجا باشد. بنابراين ملاك اصلي براي ارزيابي چنين انقلابي، بررسي سلامت يا بيماري ريشهٔ فكري و عنصر فرهنگي آن است.
انقلاب ايران نيز كه با پسوند اسلامي شناخته شده است، داراي ابعاد گوناگوني است. اين انقلاب، هم انقلابي ضد امپرياليستي، هم انقلابي ايدئولوژيك، هم انقلابي بر ضدّ يك رژيم فاسد و هم انقلابي فرهنگي بهشمار ميرود. براي پيروزي انقلاب در تمام اين ابعاد و بقاي آن در برابر حملات دشمنان، ضروري است كه نيروي دفاعي كافي در همهٔ قسمتها وجود داشته باشد. همچنين براي ايفاي رسالت جهاني خود نيز بايد از نيروي تهاجمي كافي در همهٔ ابعاد برخوردار باشد. ولي بايد در نظر داشت كه قوام اين انقلاب به اقامهٔ ارزشها و باورهاي اسلامي است. ازاينرو، اگر ما در تمام ابعاد انقلاب پيروز گرديم؛ ليكن در اين بُعد با شكست مواجه شويم، در واقع ماهيت انقلاب تغيير كرده است. اگر تنها هدف ما پيروزي، اگرچه به قيمت دست كشيدن از آرمانهاي اسلامي باشد، ديگر اين انقلاب،