انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٠ - هـ ـ نظريه روان شناسانهٔ انقلاب
کاهش مييابد. از اينرو، زمينه براي انقلاب فراهم ميشود و هر چه شکاف ميان خواستهها و نيازهاي واقعي افزايش يابد، عمق انقلاب بيشتر خواهد شد. البته اين نظريه در نهايت، از دادن معياري براي انتظارات معقول و انتظارات فزاينده عاجز است و در واقع مفاهيم به کار رفته در نظريهٔ جيمز ديويس مبهم و تعريف نشده هستند.
٤. مطالعاتي که بر محروميت نسبي تأکيد ميورزند. بر اساس نظريهٔ تدگار، خشونتهاي مدني عبارتند از: آشوب، توطئه و جنگ داخلي. انقلاب از قسم اخير شمرده ميشود، زيرا اين نوع خشونتها سازمانيافتهاند و بخش وسيعي از جامعه را دربر ميگيرند. از نظر تدگار براي ارزيابي هر خشونتي بايد سه ملاک را در نظر داشت: حجم و ميزان افراد در خشونتها، مدت زمان خشونتها و ضايعات نيروي انساني در اين خشونتها.
اين نظريات نيز با چالشهاي مختلفي مواجه شده است و عمدهٔ اشکال اين طيف از نظريات اين است که در تحليل نهايي خود به مسألهٔ دگرگوني اجتماعي و يا انقلاب نميپردازند؛ بلکه توجه خود را به علل و عوامل بروز خشونت از سوي تودهها در مقابل نخبگان سياسي متمرکز ساختهاند و اين مسأله با بررسي علل و عوامل بروز يک انقلاب يکسان نخواهد بود.[١]
با توجه به تئوريهايي که در زمينهٔ انقلاب مطرح گرديد، تلاش نماييد تا هر يک از اين تئوريها را با انقلاب اسلامي ايران تطبيق نماييد و بر اساس اين رويداد مهم تاريخي، نقاط ضعف و قوت هر يک از آنها را نشان دهيد. با دوستان خود، اين مطلب را بحث نماييد.
[١] رك: همان، ص٢٨٨.