انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٨ - د ـ احساس محروميّت از استكمالات معنوي و اخلاقي
ج ـ احساس از دست دادن حيثيّت جهاني
ممكن است عموم افراد يك جامعه احساس كنند كه در ميان ساير اقوام و ملل از وجهه و آبروي چنداني برخوردار نيستند. اين احساس بهويژه در نزد مردمي يافت ميشود و يا قوّت ميگيرد كه استقلال و آزادي سياسي خود را کمابيش از كف داده باشند و پنهان يا آشكار، تحت استعمار قوم ملّت ديگري قرار گرفته باشند. چنين مردمي، حتّي اگر وضع معيشتي و اقتصادي رضايتبخشي هم داشته باشند و از طرف بعضي از افراد ياگروهها يا قشرهاي جامعه خود نيز مورد استثمار و بهرهكشي اقتصادي يا مورد بيحرمتي و هتك شخصيت واقع نشده باشند، بعيد نيست كه بهپا خيزند و نظام حاكم را، كه موجبات بردگي و بندگي آنان را نسبت به بيگانگان فراهم آورده است، ساقط سازند، تا به اينوسيله، قدرت، شوكت، عظمت و عزّت خود را در سطح بينالمللي و جهاني بازيابند.
د ـ احساس محروميّت از استكمالات معنوي و اخلاقي
اين احساس بسيار به ندرت و فقط براي كساني دست ميدهد كه به صورت عام از تعاليم انبياي الهي(صلى الله عليه وآله) و بهگونههاي خاص از آموزههاي پيامبرگرامي اسلام(صلى الله عليه وآله) بهره كافي و وافي برگرفته باشند و بدانند كه انساني بودن زندگي فردي و اجتماعي در گرو بينشها و گرايشهاي بسيار والا و ارجمندي است كه جز بر اثر پيروي از اوامر و نواهي الهي حاصل نميآيد. چنين كساني اگر احساس كنند كه نظام حاكم بر جامعهشان، امور و شؤون مردم را چنان تدبير و اداره ميكند كه نتيجهاي جز دور ماندن انسانها از كمالات باطني وحقيقي بهبار نميآورد، قيام ميكنند و تا آنجا كه ميتوانند در تضعيف و سقوط آن نظام ميكوشند، حتّي اگر نظام مفروض، فقر را ريشهكن كرده باشد، ظلم را در جميع اشكال و صُوَرش نابود ساخته باشد، شأن و حيثيّت بينالمللي و جهاني جامعه را حفظ كرده و ارتقا بخشيده باشد.