انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٧ - ٢ اوصاف رهبر شايسته
هم پاشيدگي دچار كند. با توجّه به اينكه بزرگترين آرزوي دشمنان هر نهضت اجتماعي و مؤثّرترين مخالفتي كه با آن ميتوانند كنند، همانا ايجاد ناهماهنگي و اختلاف در ميان اعضا و نيروهاي آن نهضت است، رهبر بايد نهايت سعي خود را بهكار بندد تا دستكم، اختلافات موجود در بين نيروها تقليل و تخفيف يابد و مانع نيل به هدف نهايي نگردد.[١]
١١. صراحت در قول درباره هدف نهايي و اصول موازين غير قابل تغيير. رهبر بايد، چه در مواجهه با طرفداران و فرمانبرانش و چه در رويارويي با مخالفان و دشمنانش، راجع به هدف نهايي و اصول تغييرناپذيرش بهطور صريح و بيهيچگونه پردهپوشي سخن بگويد.
پيامبر گرامي اسلام(صلى الله عليه وآله) در آغاز بعثت و رسالتش مأموريت يافت كه خويشان، بستگان و نزديكان خود را دعوت كند،[٢] سپس مأمور شد كه دعوتش را علني سازد.[٣] از آن پس، آن حضرت آشكارا و به صراحت سخن ميگفت و به دوست و دشمن تفهيم ميفرمود كه هدف نهايياش چيزي جز توحيد و تبعيّت بيچون و چرا و بدون قيد و شرط از خداوند متعال نيست. خداوند، حضرت ابراهيم(عليه السلام) و مؤمنان معاصر او را بهصراحت الگو ميداند و از مؤمنان ميخواهد كه به آنان اقتدا و تأسّي كنند.[٤] سوره كافرون بهترين نمونه و الگو را پيامبر گرامي اسلام(صلى الله عليه وآله) معرفي ميكند.
١٢. رازداري. در اموري غير از هدف نهايي و اصول تغييرناپذير، گاهي مصلحت اقتضا ميكند كه رهبر امري را از ديگران و حتّي از نزديكترين ياران و دوستانش پنهان كند و يا آشكارا از آن دم نزند. اين يكي از عيوب رهبر است كه در همهٔ حالات و موارد
[١] آل عمران (٣)، ١٠٣ و ١٠٥، انعام (٦)،٦٥، و توبه (٩)، ١٠٧تا ١١٠. [٢] شعراء (٢٦)، ٢١٤. [٣] حجر (١٥)، ٩٤. [٤] ممتحنه (٦٠)، ٤.