انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٦ - ٩ فاجعهٔ مدرسهٔ فيضيه
طلاّب و مردم هجوم ميبردند. پس از مدتي كوتاه، نيروهاي شهرباني با لباس ويژه و مسلحانه وارد مدرسه شدند و مردم را به گلوله بستند. مأموران به طبقههاي بالا هجوم بردند و طلبههاي بيگناه را از حجرههايشان بيرون كشيده، با ضرب و شتم به حياط مدرسه پرتاب كردند. پس از ساعتي سراسر مدرسه از زخميها و اجساد شهداي بيگناه پوشيده شده بود. وسايل و لباسها و كتابهاي طلاّب را در حياط مدرسه به آتش كشيدند.
همزمان با اين جنايات، هزاران نفر از مردمي كه در ميدان آستانه، تجمع كرده بودند به ضرب باتوم و به كمك گاز اشكآور و سرنيزه پراكنده شدند. روز بعد نيز مزدوران ساواك به مدرسهٔ فيضيه حمله كردند و با ضرب و شتم طلاّب، گروه ديگري را مجروح ساختند. در همين روزها طلاّب مدرسهٔ طالبيهٔ تبريز هم به بهانه نصب اعلاميهٔ امام خميني(رحمه الله) بر ديوار مدرسهشان آماج يورش مأموران رژيم قرار گرفتند.[١] به اين ترتيب محمّدرضا پهلوي،با اقدام خشونتبار خود روحانيت و مردم را از مخالفت با حكومت بر حذر داشت.
دستگاه پهلوي قصد داشت با اين هجومها و قتل عامها مردم و رهبران ديني، بهويژه امام خميني(رحمه الله) را از ادامهٔ مبارزات باز دارد؛ اما اين اقدامات، آتشِ دينخواهي و ظلمستيزي مردم و رهبرانشان را تيزتر كرد. مراجع تقليد و بزرگان حوزهٔ علميه، اقدامات وحشيانهٔ رژيم را محكوم كردند و با صدور اعلاميه و ايراد سخنراني، از چهرهٔ واقعي حكومت پهلوي و نقشههاي آنان بر ضد اسلام و مسلمانان پرده برداشتند. مردم نيز به صحنه آمدند، و احزاب و جمعيتهاي سياسي ـ مذهبي، وعّاظ، نويسندگان و شاعران مسلمان نيز با آنان همصدا شدند. امام خميني(رحمه الله) ضمن سخنراني و صدور اعلاميه و محكوم كردن اقدامات رژيم، تلگراف تسليت مراجع و ديگران را پاسخ گفت و با شركت در مراسم سوگواري شهداي فيضيه از همه مردم قدرداني كرد.[٢]
[١] سيد حميد روحاني، نهضت امام خميني، ج١، ص ٣٧٦ ـ ٣٦٥.
[٢] امام خميني(رحمه الله)، صحيفهٔ امام (بيانات، پيامها، مصاحبهها، احکام، اجازات شرعي و نامهها)، ج١، ص ١٦٧ ـ ١٨٣.