انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٤ - ٨ انقلاب سفيد شاه
انقلاب سفيد شاه، كه با ادعاها و شعارهاي جذاب و فريبندهاي آراسته شده بود، از سويي پارهاي از احكام شريعت اسلام را مخدوش ميساخت و از سوي ديگر زمينهٔ تسلط بيشترِ دولتهاي بيگانه و بهويژه طراح اصلي انقلاب سفيد، يعني امريكا را بر كشور فراهم ميساخت. اين بار نيز امام خميني(رحمه الله)، به مطامع طراحان انقلاب سفيد شاه پي برد،[١] و به افشاگري دربارهٔ باطن خطرناک آن، كمر بست. ايشان با فرستادن نامه و شاگردان خود نزد شخصيتهاي مذهبي و رايزنيهاي فراوان با آنان، توانست مراجع و علماي برجستة داخل و خارج كشور را متوجه خطرهاي بزرگ اين طرحِ رژيم كند. به اين ترتيب امام و ديگر مراجع موضع مخالف خويش را به طور صريح و مشروح، در قالب اعلاميه، پاسخ به سؤالات و استفتائات و... به اطلاع مردم ميرساندند. از جمله مراجع بزرگواري كه با انقلاب سفيد شاه مخالفت كردند ميتوان از مرحوم آيتالله العظمي حاج سيد احمد خوانساري نام برد. ايشان در اعلاميهٔ مشتركي كه با مرحوم آقاي بهبهاني صادر كردند، شركت در رفراندوم شاه را در حكم مبارزه با امام زمان قلمداد كردند.[٣]
اما به رغم تحريمهاي صريح مراجع بزرگي چون امام خميني و آيتالله سيد احمد خوانساري(رحمهما الله) و مخالفتها و اعتراضات مردم و پارهاي از احزاب سياسي، رژيم در ششم بهمنماه ١٣٤١ ش. رفراندومي فرمايشي ترتيب داد و پس از آن، «انقلاب سفيد شاه و مردم» را قانوني و قابل اجرا خواند. دليل اصلي مخالفتها با اين رفراندوم، که در اوج اختناق
[١] سيد حميد روحاني، نهضت امام خميني، ج١، ص ٢٥٦.
[٢] همان، ص ٣٢٢ و: سيد جلال الدين مدني، تاريخ سياسي معاصر ايران، ج ٢، ص ١٤.
[٣] همان، ص ١٤ ـ ١٩.