انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٤ - ج ـ استفاده از نيروهاي فکري
«وطنپرستي»[١] و «نژادپرستي» [٢] نيز، به سبب آثار و نتايج مطلوبي كه ميتوانند براي نظامهاي حاكم بهبار آورد، مورد تأكيد و تبليغ واقع ميشوند.
٣. تضعيف روحيه استقامت و مقاومت؛ نظام حاكم براي آنكه هم فرصت و مجال پرداختن به مسايل و مشكلات اجتماعي و سياسي را از مردم، و بهويژه جوانان، بگيرد و هم آنان را به تنبلي، سستي و وارفتگي سوق دهد از فسق و فجور، فحشا، مشروبات الكلي، و موادّ مخدّر كمال استفاده را ميکند. كساني كه به اينگونه امور معتاد شوند، بهطور طبيعي زبون، راحتطلب، دونهمّت و سر درآخور خواهند شد و تضادّ و تزاحمي با دستگاه حاكمه نخواهند داشت.
٤. حمله تبليغاتي به رقيبان و مخالفان و متّهم كردن آنان و مسخره و استهزاي آنان يا آرا و عقايدشان؛ نظام حاكم براي اينكه تأثير سخن و نفود كلام رقيبان و مخالفان خود را در مردم كاهش دهد و مانع ازدياد تعداد طرفدارانشان شود، هجوم تبليغاتي عظيمي بر ضدّ آنان را سازمان ميدهد؛ آنان را متهّم به داشتن اهداف و مقاصد شوم، فرصتطلبي، عوامفريبي، اجنبيپرستي، مزدوري بيگانه، ستون پنجم دشمن، جاسوس، خائن به ملّت و وطن و... ميکند و شخصيت آنان يا آرا و عقايدشان را به باد مسخره و استهزا ميگيرد.
نظام سياسي هر جامعه حريفان و دشمنان خود را، اعمّ از اينكه به راستي مصلح باشند يا اينكه دواعي نفساني و شيطاني داشته باشند، با القاب و عناويني ميخواند كه داراي بار ارزشي و عاطفي منفي است، همانند عناوين سرمايهدار و بورژوا، خان و فئودال، محافظهكار، مرتجع (در جوامع شرقي يا هوادار شرق)، فاشيست و كمونيست (در جوامع غربي يا طرفدار غرب).
[١] شووينيسم= chauvinism. [٢] راسيسم= racism.