انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٨ - ٧ ارائهٔ دکترين امنيت ملي از سوي آمريکا و انگليس به ايران
كوتاهترين و كمهزينهترين راه براي رسيدن به اين هدفها، رويِ كار آوردن حكومتي دستنشانده در ايران بود، و بر همين اساس با تلاش قدرتهاي بيگانه ـ و بهويژه انگلستان ـ رژيم پهلوي به قدرت رسيد. پس از كودتاي ٢٨ مرداد نيز، كه عملاً امريكاييها جايگزين انگليسيها شدند و عنان رژيم پهلوي را در دست گرفتند، اين وضع ادامه يافت و حكومت ايران همچنان آلت دست ابرقدرت جديد و برخي قدرتهاي ديگر بود.
با توجه به آنچه گذشت، اگر قدرتهاي بيگانه ميتوانستند امنيت داخليِ ايران را به نفع رژيم حفظ كنند و نيز قدرت نظامي و سياسي دستگاه پهلوي را تا حد لازم ارتقا بخشند، اهداف سهگانهٔ آنها تحقق مييافت؛ يعني از سويي بر منابع و معادن سرشار ايران سلطه مييافتند و بازار مصرف بزرگي براي محصولاتشان ميگشودند و از سوي ديگر ميتوانستند از طريق نيروي نظامي ايران، تمام حركتهاي اسلامخواهانه و استقلالطلبانه را سركوب و متوقف سازند.
چنين بود كه ايران به منزلهٔ ژاندارم منطقه انتخاب شد و پس از خروج نيروهاي انگلستان از خليج فارس (در سال ١٣٥٠)، مسؤوليت امنيت منطقه بر عهده آن قرار گرفت.[١] سركوب شورش فراگير در منطقهٔ «ظفار» كشور عمان، كه تا دو سال (١٣٥٢ـ١٣٥٤) به طول انجامید، از جمله اقدامات حكومت پهلوي در اين زمينه بود.[٢]
در حوزهٔ سياست داخليِ ايران نيز، جان اف. كندي ـ رئيس جمهور وقت امريكا ـ معتقد بود براي حفظ موقعيت رژيم پهلوي بايد اقداماتي صورت گيرد كه مانع قيامهاي مردمي شود. به اين منظور دولتهاي امريكا و انگلستان طرحهاي چندگانهاي با عنوان «دكترين امنيت ملّي» به دولت ايران ارائه كردند كه ضمن تأمين هدف فوق، منافع چندجانبة
١. حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي: خاطرات ارتشبد حسين فردوست، ج ١، ص ٥٥٩ ـ ٥٦٠.
[٢] همان، ص ٥٦.